آرشیو مطالب
تاریخ امروز
محصولات خیلی جالب دختروپسر
تبلیغ شما با Authority 40
موضوعات
محبوب ترین مطالب
جدید ترین مطالب


1. بسیار آسان و همه گیر(بیکار - خانم - آقا - دانشجو -کارمند و هر شغلی که باشد)
2. کار در منزل ( نه به مکان نیاز هست و نه به وسیله خاص .. )
3. بدون نیاز سرمایه ( حتی 1 ریال و مثل مدیریت یک وبلاگ ساده )
4. دارای پشتیبانی همیشگی در پنل شرکت (سوال ارسال کن چند دقیقه بعد پشتیبانان پاسخ بدن)

5. واریز درآمد ( حتی 5 هزار تومان هم شد سریع درخواست بدید )

درآمد

در آمد ها تخمین زده شده و چیزی حدودی هست و ممکنه مقداری بیشتر و یا کمتر باشد

مثلا

سرعت ارسال فایل به صورت متوسط روزی 50 الی 100 تا می تواند باشد

روش ارسال تکراری هست و فقط 1 بار که یاد گرفتید همیشه به حالت تقریبا تکراری انجام میدهید و سرعت کارتان رفته رفته بالا میره 

اگر 170 فایل ارسال کرده باشید ( مثلا طی یک هفته ) روزی 1 الی 2 فایل می فروشید و درآمد روزانه ی شما حدودا 3500تومان  و درآمد ماهانه ی شما 105.000 تومان خواهد بود

اگر 10575 فایل ارسال کرده باشید روزی 20 الی 25 فایل میفروشید و درآمد روزانه ی شما حدودا 80.000 تومان  و درآمد ماهانه ی شما 2.400.000 تومان خواهد بود

آموزش کسب درآمد

http://parspa.com/pic/icon32/parspa%20(2).png

:: دارای نماد اعتماد الکترونیک 1 ستاره ی دائم به شماره ی سند 50185
:: ثبت شده در سازمان ثبت شرکت ها
:: دارای پروانه کسب به شماره ی مسلسل 1689/16 2128
:: ثبت شده در سایت ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
:: بیش از 3000 واریز وجه به حساب فعالان در سایت

جهت دانلود به سایت www.Ebays.ir مراجعه کنید

نویسنده نویسنده : تاریخ : تاریخ
stay with me.ep7


موهاش کاملا آشفته شده بود سعی کرد بادستاش اونارو مرتب کنه تا با اینکارش هیوری دیگه بهش ایراد نگیره !!

خستگی کاملا در چهرش مشخص بود و اگرنگاهتو بهش دقیق میکردی متوجه میشدی که روز سختی رو  گذرونده و حالا بیش از هرچیزی به استراحت احتیاج داشت کلیدو لا به لای قفل در  چرخوند و سعی کرد که درو بازکنه ....

وارد خونه شد به صحنه ی عجیبی برخورد همه نگهبانا و بادیگاردای شخصیش به صف وایساده بودن و سرشونو به حالت شرمندگی پایین انداخته بودن...

یعنی چه اتفاقی افتاده؟نه من دیگه تحمل یه رنج دیگه رو نداشتم چرا این طوری وایسادن؟در دلم غوغایی به پا بود  معمولا هر موقع وارد خونه میشدم هیوریو میدیم که مشغول دعوا کردن با نگهبانا بود اما حالا دیگه خبری از اون جیغ و دادای سرسام آور نیست و سکوت تمام خونه رو فرا گرفته چشمامو بستم و به خودم مسلط شدم و با قدم هایی آروم به بادیگاردا نزدیک میشدم نفس عمیقی کشیدمو گفتم:

نویسنده نویسنده : تاریخ : 1393/12/29 تاریخ
stay with me.ep6


قسمت ششم:با جنبه ها بخونن لطفا!!!

هیوری تو همون کسی هستی که ادعا میکرد میخواد از تاکیون به خاطر کار هایی که کرده انتقام بگیره

حالا به یه خواب مسخره حرفای مزخرفشو باور کردی؟(اینا حرفای میو کسو بود که پشت تلفن به هیوری میگفت)

من با لب آویزونم گفتم:اما به نظر میرسه از کاراش پشیمون شده و میخواد گذشته شو جبران کنه!!

میوکسو:هیوری ، داری حوصلمو سر میبری بد بخت اون همه ی اموالتو یه جا بالا کشیده

من یه پوزخند زدمو گفتم: اموال؟کدوم اموال؟ من که چیزیو نمیبینم

نویسنده نویسنده : تاریخ : 1393/12/29 تاریخ
stay with me.ep5


دیگه هیچ جایی رو نمیدید هیچ حسی نداشت تمام زندگیش از بین رفته بود احساس کرد سرش به شدت آسیب دیده گلوش درد گرفت نمیتونست در خوست کمک کنه آره اون تصادف کرده بود یه لحظه چشماشو باز کرد دید یه پسری با قد بلند و موهای حنایی بالای سرش وایساده و منتظره که آنجلا نفسای آخرشو بکشه آنجلا نمیخواست بمیره.............


 

قسمت پنجم:

 

همه جا سر سبز و زیبا بود بوی خوبی به مشام می رسید روی چمن ها نشستم و به صدای پرنده های تو آسمون گوش سپردم ....

واقعا که چقدر آرامش رو حس میکردم انگار که درد همه ی سختی هایی که تا به امروز کشیدم یک جا از بین رفته ...

هیچ کس اون جا نبود که اذیتم کنه  لحظه ای حس کردم که مردم و از شر این زندگی نکبتم خلاص شدم با خودم گفتم یعنی من الان تو بهشتم؟

نویسنده نویسنده : تاریخ : 1393/12/29 تاریخ
stay with me.ep4


 تاکیون:برام مهم نیست من این همه راه از لندن نیومدم که این حرفا رو بشنوم اومدم که تورو باخودم ببرم..........

من با تو جایی نمیام..

اما آخه چرا؟؟؟

تونی رو دوست دارم اون خیلی پسر خوبیه و هزار تا ادم فروش مثل تو رو به یه تار موی اون ترجیح نمیدم حالا هرکاری میخوای بکن......

یه دفعه صدای آیفون خونه به صدا در اومد..

تاکیون:من میرم ببینم کیه!!

آیفون تصویری بود تاکیون تا چهره ی اونو دید بدنش عین مرده ها سرد شد انگار که تمام بدبختی های دنیا روی سرش خراب شده بود....

نویسنده نویسنده : تاریخ : 1393/12/29 تاریخ
stay with me-ep3


هنوز کمی درد داشت نمی تونست چشماشو باز کنه با دستاش پتوی قرمز مخملی که روش بود رو فشار میداد و اونو به خودش می چسبوند دهنش خشک شده بود گلوش خیلی درد میکرد به حدی که نمی تونست آب دهنشو قورت بده چشماشو باز کرد همه جا تاریک بود هیوری تو تاریکی نمیتونست چیزیو ببینه(شب کوری داشت)

یه دفعه گرمایی رو روی دستش احساس کرد..

نترس عزیزم تو در امانی کسی بلایی سرت نمیاره..

تو کی هستی؟

 همون صدا جواب داد چه طور منو نمی شناسی؟منو تو سال هاست که باهمیم چه طور منو یادت نمیاد؟


نویسنده نویسنده : تاریخ : 1393/12/29 تاریخ
stay with me-ep1


 

درست سه سال از ناپدید شدن نامزد هیوری و مرگ پدرو مادرش وخواهرش میگذره.

 

همه میگن نامزد هیوری پدرو مادرشو کشته و بعدشم فلنگو بسته و در رفته ...

البته اون مدت هاست که دیگه به این جور چیزا فکر نمیکنه و الان هم دانشجوی رشته ی پزشکیه و داره تخصصشو میگیره ..


با صدای جیغ بچه های دانشگاه هیوری از جا پرید و سریع رفت پیش میوکسو ببینه چه خبره...!!!

نویسنده نویسنده : تاریخ : 1393/12/29 تاریخ
PINK LOVE.قسمت آخر


نویسا حسابی از این حرف هانی شوکه شده بود..

نویسا:یعنی چی که به جونگ مین ربط داره؟

-فکر میکنم منظورمو تا الان بهت رسونده باشم!!

نویسا چشماشو بست و دستشو روی صورتش کشید :حالا از من میخوایی چیکار کنم چرا اینارو به من میگی؟

هانی:ببین خانم من اینارو به تو میگم چون تو تنهاکسی هستی که میتونه بهم کمک کنه درست نمیگم؟

-نمی فهمم یعنی من باید چیکار بکنم؟

هانی از رو صندلی بلند شد و نشت رو زمین..

-چیکار داری میکنی؟اینکارا برا چیه چرا میشینی رو زمین؟

هانی اشک تو چشاش جمع شده بود و پاهای نویسا رو سفت گرفت و میگفت:خواهش میکنم دست از سر جونگ مین بردار باور کن من خیلی بیشتر از تو بهش نیاز دارم اینو جدی میگم !! آبروی منو و اون در خطره یعنی آبروی هممون در خطره خواهش میکنم بهم کمک کن نزار این جوری همه چی به باد بره!!

نویسا از این رفتار هانی خیلی بدش اومدو بلند شد و گفت:ببین خانومی که نمی دونم کی هستی و یهو از کدوم گورستونی پیدات شد وقتی این غلطو کردی باید فکر اینجاشم میکردی متاسفم من کاری نمی تونم بکنم ضمنا حساب جونگ مینم جداست الان میرم سراغش میدونم چه بلایی سرش بیارم... تازه من ستاد خیریه زنان بی سر پرست راه نداختم که میای پاپیچ من میشی اگه دفعه ی دیگه هم اینورا پیدات شه دیگه.... و کیفشو گرفت و رفت..

نویسنده نویسنده : تاریخ : 1393/12/29 تاریخ
PINK LOVE.P8


نویسا داشت تو تو حیاط قدم میزد که دید هیونگ داره ماشینشو می شوره..

نویسا:سلام چرا داری ماشین منو برق می ندازی؟

هیونگ:همین طوری خواستم خوش حال شییی!!

نویسا: تو حالت خوبه؟تب نداری؟چرا این طوری میحرفی؟

هیونگ:بفرما اینم بد...؟چقدر تو ناشکری؟ اصلا تمیز نمیکنم...

نویسا:واه واه واه همیچن حرف میزنه انگار من مجبورش کردم ماشینمو تمیز کنه.....اصلا کی به تو گقته به ماشینم دست بزنی؟

نویسنده نویسنده : تاریخ : 1393/12/29 تاریخ
PINK LOVE.P7


نویسا لباساشو عوض کرد و از اتاق اومد بیرون همین که داشت میومد هیون

جلو ی راهشو گرفت:

-سلام خوبی؟ چه خبرا؟ چرا لباس سیاه تنت کردی؟

نویسا:سلام خوبم همین جوری دلم خواست لباس سیاه پوشیدم.

هیون: بد اخلاق، اومدم یه چیزیو بهت بگم یکی اون بیرون منتظرته میگفت کارش خیلی واجبه!!

-کیییی؟؟

-گفت بهت نگم ، ولی کلابرو بیرون ببین چیکارت داره....

- باشه الان میرم...نویسا رفت بیرون، اول به حیاط یه نگاهی انداخت دید هیچکی نیس و فک کرد که هیون سر کارش گذاشته خواست بره کله هیونو از جا بکنه که یه دفعه یه صدایی اومد: بلا خره اومدی؟ خیلی وقته منتظرتم.

نویسا برگشت و به پشتش یه نگاهی انداخت دید ارمیاس.. نویسا: تو؟ این جا؟

ارمیا:می تونیم باهم یه چند دقیقه حرف بزنیم؟

-چه حرفی؟

نویسنده نویسنده : تاریخ : 1393/12/29 تاریخ
stay with me-ep3


هنوز کمی درد داشت نمی تونست چشماشو باز کنه با دستاش پتوی قرمز مخملی که روش بود رو فشار میداد و اونو به خودش می چسبوند دهنش خشک شده بود گلوش خیلی درد میکرد به حدی که نمی تونست آب دهنشو قورت بده چشماشو باز کرد همه جا تاریک بود هیوری تو تاریکی نمیتونست چیزیو ببینه(شب کوری داشت)

یه دفعه گرمایی رو روی دستش احساس کرد..

نترس عزیزم تو در امانی کسی بلایی سرت نمیاره..

تو کی هستی؟

 همون صدا جواب داد چه طور منو نمی شناسی؟منو تو سال هاست که باهمیم چه طور منو یادت نمیاد؟

نویسنده نویسنده : تاریخ : 1393/12/29 تاریخ
 بعدی 1 2 3 4 قبلی

تمام حقوق اين وب سايت و مطالب آن متعلق به http://novel.parspa.com/ مي باشد

گرافیک قالب توسط : تم دیزاین
میزبانی شده توسط : همکاری در فروش پارس پا

شامپو ضد شپش لیپوماتیک دانلود قالب وبلاگ خانه شریفی ها دانلود مقاله و تحقیق همکاری در فروش فایل کسب درآمد آموزش بازاریابی و فروش آموزش درآمد اینترنتی مترجم سخنگوی همراه اسکریپت درگاه پرداخت بانک ملت آموزش برنامه نویسی اندروید کد قالب وبلاگ کد قالب وبلاگ بهترین سیستم وبلاگدهی کسب درآمد از وبلاگ نویسی آموزش طراحی سایت وردپرس کد قالب وبلاگ قیمت بلیط هواپیما تهران مشهد بلیط هواپیما تهران مشهد بلیط هواپیما تهران بلیط چارتری مشهد خرید تردمیل دانلود مقاله دانلود رایگان مقاله ============= سرویس خواب سامانه پیام کوتاه تبلیغات کلیکی گوگل اس ام اس رایگان نمونه سوال ریاضی بازی ویندوزفون لیست سیسمونی کودک بدلیجات ارزان درب اتوماتیک در تبریز فروش لوله اسپیرال فروش ریتم و سمپل کرگ کسب در امد از لینک کوتاه سیستم کسب درآمد بدون سرمایه و صد در صد تضمینی خرید اینترنتی مانتو سنتی اندازه گیری قندخون دانلود انیمیشن رایگان بازی pes 2017 دانلود فيلم با لينك مستقيم فروشگاه فایل و قالب سایت داستانهای مذهبی امیر دل عکسهای جدید خبری سئو سایت شیرینی چرم وب نگین | سامانه بهینه سازی محتوا فروشگاه ساعت سیسمونی نوزاد خرید دستبند چرم دانلود فایل فروشگاه ساز فروشگاه ساز رایگان و همکاری در فروش لینک فروش گوشی طرح اصلی دانلود پروژه و پايان نامه خرید اینترنتی کسب درآمد آنلاین اخبار ، تکنولوژی ، جهان طراحی سایت مانیتورینگ هایپ ( HYIP ) دانلود پروژه و مقاله فروش فایل پایه ششم ابتدایی دانلود نمونه سوال نهم ابتدایی عکس جدید بازیگران زیرنویس فارسی کتاب دفینه یابی xxxxx تخم نطفه دار طوطی خرید تخم نطفه دار