تاریخ امروز
محصولات خیلی جالب دختروپسر
تبلیغ شما با Authority 40
موضوعات
محبوب ترین مطالب
جدید ترین مطالب


خرید بک لینک می تواند جایگاه وبسایت شما را در نتایج گوگل به رتبه 1 گوگل ارتقا دهد و بک لینک های قوی و ایرانی و با کیفیت موجود در سیستم تمام اتوماتیک بکوریتی نیاز شما به لینک سازی را کاملا رفع می کند . پس از بررسی و انتخاب بهترین ها ، می توانید فرم خرید بک لینک سئو را تکمیل کنید !. 
بکوریتی

کسب در آمد از فروش بک لینک و فروش رپورتاژ آگهی

فروش بک لینک از خدمات بکوریتی هست و درواقع شما می توانید از راه فروش بک لینک کسب درآمد کنید.

به کمک بکوریتی می توانید از راه خرید و فروش بک لینک و خرید رپورتاژ آگهی درآمد داشته باشید و تنها با ثبت سایت خودتان ماهانه 10 ها بک لینک و رپورتاژ اگهی بفروش برسانید .

خرید بک لینک

اگر صاحب هیچ سایت و وبلاگی هم نباشید می توانید از طریق زیر مجموعه گیری کسب درآمد مطمئن و دائمی داشته باشید.

بکوریتی اولین سیستم یکپارچه خرید بک لینک و رپورتاژ آگهی در ایران

بکوریتی در تابستان 96 پیاده سازی شد و از هفته اول مهر 1396 فعالیت خودش را آغاز کرده و با استقبال بسیاری روبرو شد و ورژن 5 سیستم در حال حاضر فعال می باشد .
تهیه بک لینک قوانین خاص خودش را دارد و عملا نمی توانید این قوانین گوگل را رعایت کنید و بکوریتی تنها سایت در ایران می باشد که این مشکل سئو را به طور کامل پیش بینی و رفع کرده است و شما بواسط پنل بکوریتی می توانید به بهترین شکل ممکن بک لینک تهیه کنید .

سیستم قدرتمند فروش و خرید رپورتاژ آگهی ( Reporting )

خرید رپورتاژ آگهی خبری در کنار بک لینک ها مکملی قوی برای سئو محسوب می شود و در پنل بکوریتی می توانید رپورتاژ آگهی دائمی و فالوو را از بین 100 ها سایت انتخاب و آنلاین سفارش رپورتاژ را ثبت کنید .

پنل قدرتمند بکوریتی برای خرید رپورتاژ آگهی ، تمام نیاز های شما به رپرتاژ دائمی را برطرف کرده است و براحتی می توانید از بین سایت های مرتبط با موضوع فعالیت خودتان ، رپرتاژ آگهی دائمی خریداری کنید.

خرید بک لینک

سفارش افزایش اتوریتی

اتوریتی امتیازی بین 0 تا 100 می باشد و هرچقدر بیشتر باشد نشان دهنده قدرت سایت از نظر سایت منبع یعنی moz می باشد  و  این روش تهیه بک لینک ، برای افزایش اتوریتی وب سایت شما کاربرد بسیاری دارد .

افزایش ورودی گوگل

افزایش ورودی گوگل تا 200 برابر ( 20000% ) ( google input toots ) با روش backority.ir تجربه کنید و در نتایج گوگل به شکل واقعی و طبیعی در صفحه اول گوگل باشید و در این آموزش به این موضوع پرداخته شده است .

بررسی جایگاه کلمه و رتبه سایت در گوگل

اگر از سیستم بکوریتی "بک لینک" خریداری کنید ، سیستم بکوریتی "رایگان" و اتوماتیک جایگاه کلمات کلیدی سایت شما را در google ، تا قبل از منقضی شدن بک لینک بررسی و در نمودار نمایش می دهد .

نویسنده نویسنده : تاریخ : تاریخ
رمان فارغ التحصیلی (فصل دوم)



صبح با بچه ها مشغول جمع كردن وسايل شديم و بعد چون از قبل با آقاي كاشاني هماهنگ كرده بوديم وسايل هارو داخل وانت گذاشتيم كه آقاي كاشاني از ما معذرت خواست چون نمي تونست با ما بياد خواهش ميكنم دست شماهم دردنكنه خواهش ميكنم بچه ها ..
رسيدم ودر خونه و زنگ زديم آقاي محمودي بله
سلام با
ما هستيم وسايل ها رو آورديم
سلام دختراي گل
بفرماييد
خوش آمديد

با كمك آقاي محمودي وسايل ها رو به طبقه دوم برديم
كرايه وانت رو حساب كرديم ورفت
وسايل ها رو به طبقه دوم انتقال داديم
تا ساعت 3 درگير چيدن وسايل ها شديم چون از قبل خونه تميز بود از كارهامون جلو افتاديم

خيلي خوب شده بود پذيرايي رو فرش كرديم و پشتي ها رو به ديوار تكيه داديم و
بعد آشپز خونه رو چيديم وبعد ازتموم شدن آشپز خونه و پذيرايي هركي رفت كه اتاق خودشو بچينه
اتاق اولي براي حسنا دومي براي ارام
سومي هم براي الي شد

هر كدوم كتاب هامون رو داخل كتاب خونه اي كه ميز تحرير هم داشت گذاشتيم
هركدوم از ما يه دونه از اون داشتيم
شروع كرديم به چيدن اتاق هامون
بعد از تموم شدن كارهامون خانوم آقاي محمودي اومد بالا
خسته نباشد دخترهاي گلم
با يه سيني چاي اومده بود همه اين چاي نديده ها حمله كرديم سمت چايي بعد از خوردن چايي
بچه ها ناهار كه نخوردين ؟
آخ حرف دلمون زد
از قيافه هاتون معلومه كه خيلي گرسنه هستيد
الي كه كنار من بود يه سقلمه اي بهش زدم
چيه توهم چته
ميگم ها اين قدر قيافه هامون تابلوه شبيه آدم هاي گرسنه ست
حتما ديگه شايد يه چيزي تو قيافه هامون داره فرياد ميزنه ما همگي گرسنه مونه .....
خوب دخترها بيايد پايين ناهار آماده ست

با بچه ها با سرعت نور خودمون رو به آقاي محمودي رسونديم
رفتيم داخل خونه جمع وجوري داشتن تلويزيون كه تو پذيرايي بود و با چند تا مبل راحتي
و آشپز خونه هم اوپن بود كه يه ميز ناهار خوري 4نفره اونجا بود
بفرماييد دخترهاي گلم ببخشيد به شماهم زحمت داديم شرمنده خواهش ميكنم اين حرف ها چيه
شماهم مثل دخترهاي خودم ايد
رفتيم تو آشپزخونه رو صندلي ميز ناهار خوري نشستيم
واي عجب بوي غذاي دارم ازبوش غش ميكنم
آرام - خيله خوب حداقل عادي برخورد كنيد فك نكن تا حالا غذا نخورديد
الي آخه تو كه حال منو حسنا رو درك نميكني كه بابا ما صبحونه هم نخورديم
خيله خوب رعنا خانوم آمود آبرومونو برديد
غذا رو كشيد و گذاشت رو ميز
يه هو با حالت ذوق زدگي گفتم
آخ جون قيمه
رعنا خانوم كه به زور جلوي خند ه اش رو گرفته بود گ
گفت نوش جان
غذا رو خورديم اون قدر خورده بوديم كه ديگه داشتيم ميتركيديم
جابليش اينجا بود هرسه لاغر هرچقدر هم ميخورديم اثر نداشت
بعد از خوردن چايي وكمي نشستن
منو آرام كالاس داشتيم الي هم آموزشگاه كلاس داشت
تقريبا تمام وسايل ها رو آورده بوديم فقط خورده ريز ها مونده بود كه اون هم آقاي محمودي گفت من ميارم هر چي ا صرار كرديم خودمون مياريم قبول نكرد
شب هم قرار شد بيام همين جا ...

تشكري كرديم و بعد از خداحافظي رفتيم بالا هرسه يه دوش 3 دقيقه اي گرفتيم و حاضر شديم من وآرام به سمت دانشگاه الي هم آموزشگاه رفت
تقريبا ديگه آخرهاي كلاس ام بود استاد حظور غياب كرد و من هم از كلاس اومدم بيرون
ببخشيد خانوم اسدي برگشتم ديدم يكي از هم كلاس هامه
بله بفرماييد
ببخشيد ميخواستم اگه ميتونيد جزوه تحقيق تون رو بديد من يه كپي بگيريم
الا همراه ام نيست
باشه اشكالي نداره جلسه بعد ميتونيد بياريد اگه ميشه
تودلم گفتم عجب گيري كرديم ها

ديدم چارهاي نيست
باشه
البته قول نميدم كه يادم بمونه تو رو خدا خانوم اسدي خواهش ميكنم يادتون نره
باشه ببينم چي ميشه
از ساختمون فني اومدم بيرون كه ديدم آرام هنوز نيومده زنگ زدم بهش جواب نداد فهميدم سر كلاسه
كه بعد از چند دقيقه اسمس داد داره مياد
از روي صندلي بلند شدم كه ديدم داره مياد
كجاي تو
بابا ولمون نميكنه بريم اه خسته شدم اين قدر راجع به سيستم حرف زد
خيله خوب بيا بريم
از دانشگاه اومديم بيرون و ديگه اون ساعت اتوبوس نبود
تاكسي گرفتيم و رفتيم رسيديم جلوي خونه
اي واي آرام ديدي چي شد كليد نداريم
خسته نباشي احساس نميكني خيلي زود يادت افتاده
اه خوب چيكار كنم
زنگ بزن
زنگ زديم كه رعنا خانوم تا فهميد ما اييم در رو باز كرد و خودش اومد اومد دم در
سلام
سلام دخترهاي گلم خسته نباشيد
بيايد تو يه چاي بخوريد بيرون سرده
نه ممنون
نه ممنون نداريم بيايد
چارهاي نبود رفتيم داخل آقاي محمودي هم خونه بود سلام
سلام دخترهاي گل خودم
خوب هستيد بابا
ممنون
چيكار ميكنيد بادرس ها
ميگذرونيم اين ترم ايشالله درس تون تموم ميشه
بله اگه خدا بخواد و اين اساتيد بذارن
ايشالله كه درس تون تموم ميشه

رعنا خانوم همون لحظه با يه سيني چاي ريسد
در حال خوردن چايي بودبم كه صداي زنگ اومد
رعنا خانوم رفت دم بيا تو دخترم
بيا بالا
فهميديم الي
ااومد داخل خونه
سلام الي جون
سلام بچه ها سلام
بيا دخترم برات چايي بريزم
الي هم كنا رما نشست و چايي شو خورد وبعد از چند دقيقه
آرام- خيله خوب بچه ها پاشيد بريم
ببخشيد مزاحمتون شديم
آقاي محمودي : كجا به سلامتي ؟
حسنا كه يه قيافه مظومانه به خودش گرفته بود گفت خود داريم ميريم بالا ديه
نكنه پشيمون شديد
آقاي محمودي كه زده بود زير خنده خانوم بيا بين اينا چي ميگن
چي شده بچه ها چرا پاشديد
خوداريم ميريم بالا
لازم نكرده شام همين جا ميمونيد
من شام گذاشتم
آقاي محمودي من بي تقصيرم
كاري نميتونم بكنم
به صلاح تونه كه بمونيد واگرنه رعنا شما رو ...
ديدم اصلا شرايط جوي خوب نيست به همين خاطر ترجيح داديم شام رو بمونيم
حسنا -الان كه فك ميكنم ميبينم حيف نيست غذا به اين خوشمزگي رو از دست بديم
رعنا خانوم كه به زور جلو ي خنده اش گفت نوش جان

حتما بايد تهديدكنم
نشستيم و غذا رو خورديم
الي - واقعا خوشمزه ست دستتون درد نكنه
آرام من هم تشكر كرديم
بعد از شستن ظرف ها و كمك كردن به رعنا خانوم كه به زور گذاشت اين كار ها رو بكنيم واقعا زن و شوهر مهربوني بودن
بلند شديم رفتيم بالا
ميمونديد بچه ها نه ديگه به اندازه كافي زحمت داديم راستي بچه ها اينم كليدها ببخشيد داده بوديم از روش براتون بزنن بگيريد دستتون دردنكنه خواهش ميكنم
اين حرف ها رو ديگه نزنيد اگه يه بار ديگه اين حرف روبشنوم ديگه من ميدونم و شما ها

باشه باشه
بچه ها اگه چيزي لازم داشتيد بهم بگيد تعارف هم نكنيد باشه ممون
رفتيم بالا

در اتاق رو باز كرديم رفتيم داخل .....

صبح فقط من زود از خواب بيدار شدم ديدم الي و آرام هنوز خوابن پاشدم چايي گذاشتم از خونه زدم بيرون رفتم نانوايي نون خريدم كه ديدم هنوز خوابن

ديدم اين طور نميشه اين ها رو از خواب بيداركنم
صدام رو گرفتم رو سرم شروع كردم به آواز خوندن

كه ديدم همون لحظه الي شروع كرد غر زدن
بسته ديگه اول صبحي توهم
بعد آرام اول صبحي احساس خوش صدايي بهت دست داده
خوب پاشيد ديگه
چقدر ميخوابين
پاشو الي جون اين خوش صدا نميزراه من وتو بخوابيم
اومدن تو آشپزخونه تا ديدن سفره پهنه و همه چي حاضر
بابا تو ديگه كي هستي نه الان كه فك ميكنم خوش صدا هم هستي
برو خودي ...
خيله خوب چرا خشمناك ميشي
الي برو صبحونه توبخور
آرام باباب چيكار كردي تو
خوب ديگه ما اييم ديگه

صبحونه روخورديم و مشغول مر تب كردن خونه بوديم چون هنوز كامل مرتب نشده بود

ومقداري وسيله هم ميخواستيم وخريد هم داشتيم

الي وآرام رفتن خريد من موندم تو خونه به بقيه كارها برسم چه رسيدني
تازه مشغول مرتب كردن شده بودم كه صداي زنگ در اومد
بله
منم رعنا
باز كن
در و باز كردم سلام رعنا خانوم خوب هستيد

سلام دخترم خوبي چي كارميكني
هيچي اصولا زياد دوست نداشتم كسي از كارم سر در بياره

ولي رعنا خانوم با بقيه يه فرقي داشت
خدايش تو اين چند وقته كه ما اينجاييم خيلي هوا مونو داشت
با صداي رعنا خانوم به خودم اومدم
بله با من بوديد
آره دخترم
كمك ميخواي آخه دارم ميبينم داري خونه رو تميز ميكني
نه ممنون
دست شما دردر نكنه
اين حرف ها چيه ميزني
هر چي اصراركردم كو گوش شنوا قبول نكرد
شروع كرد به كمك كردن به من
تا يه نم ساعتي كارمون طول كشيد رفتم تو آشپزخونه باسيني چايي اومدم

بفرماييد
دستت دردنكنه دخترم
خواهش ميكنم
مشغول چايي خوردن بوديم كه سر درد دل رعنا خانوم باز شد
اره دخترم شروع كرد از زمان آشناييش تا ازدواجش با آقاي محمودي تعريف كردن
اره دخترم داشتم ميگفتم يه سالي بود كه از دواج كرده بوديم ولي جفتمون نمخواستسم بچه دار بشيم
تا اينكه ديدم زير فشار خانوادهامون قرار گرفتيم
تازه اون موقع بود كه فهميدم بچه دارنميشم مشكل هم از من بود
خانواده شوهرم كه فهميده بودن مشكل از منه از هيچ تلاشي براي نابود كردن زندگي من دريغ نكردن
تا اينكه ما از اون جاي كه قبلا ميشستيم اسباب كشي كرديم و اومديم اينجا
هر چي هم من اسرار كردم به محمد كه منو طلاق بده اين كاررو نكرد
همش جوابش اين بود من از اين وضع راضي هستم و تو رو هم طلاق نميدم
از رفتارش معلوم بود كه منودوست دراه البته من اون رو ...
همين جور داشتم به حرف هاش گوش ميكردم
كه گفت ما تواين خونه تنها زندگي ميكرديم
تا زماني كه موضوع شما رو فهميديم
وهم من و هم محمد قبول كرديم كه شماها بيايد اينجا
نميد ونيد وقتي اومديد ما چقدر خوشحال شديم
تو دلم ميگفتم عين بچه خودم از تون مراقبت ميكنم با اين كه بچه اي نداشتم ولي شما رو به همون اندازه دوست دارم

منم كه همين جور شوكه مونده بودم نميتونستم حرف بزنم
ديدم رعنا خانوم از حرف زدن بامن معلوم بود خيلي اين حرف ها تو دلش سنگيني ميكرده واز اين كه داره با من دردل ميكنه سبك شده
خوشحال بودم از اين كه تونسته بوديم دل اين زن و شوهر روشاد كنيم
با اين كه مااون ها بچه نداشتن ولي عين يه پدر مادر واقعي هواي ما رو داشتن
تو ر و خدا حسنا جان بين خودمون بمونه باشه
باشه رعنا خانوم
كه يه هو زنگ در زده شد

در رو باز كردم الي وآرام با كلي خريد اومدن خسته نباشيد دخترهاي گلم ممنون رعنا خانوم حسنا بيا
فقط بيا اين ها رو از دست ما بگير كه الان كه همش سقوط كنه
يكي يكي با كمك رعنا خانوم خريد ها رو گذاشتيم تو آشپزخونه رعنا خانوم بعد از كمي نشستن بلند و شد و رفت
الي- رعنا خانوم اين جا چيكار ميكرد
هيچي من درحين تميز كردن خونه بودم كه زنگ زد .تعارف كردم اومد داخل بنده خدا كلي هم كمك كرد (منم راجع به حرف هايي كه زد چيزي بروز ندادم راستش كسي بهم حرفي ميزنه به كسي نميگن كالا آدم توداري هستم )
آرام - زن مهربونيه
اره
خيله خوب بچه ها بياين وسايل ها رو بذاريم هر كدوم رو سر جاش
مشغول شديم به مرتب كردن وسايل ها
الي- هم تدارك ناهار و ميديد منو آرام هم وسايل ها رو هر كدوم سرجاش ميذاشتيم
تا بلاخره كارمون تموم شد
ناهار حاضره بچه ها ظرف ها رو آماده كنيد
الان ميايم
آرام ومن باهم بلند شديم ظرف هاي ناهار رو آماده كرديم
هميشه رو زمين سفره پهن ميكرديم و غذا ميخورديم هيچ وقت از ميز استفاده نمكرديم به نظرمون اين جوري صفاش بيشتر بود

تابعداز ظهر بعد از كمي درس خوندن منو الي رفتيم با هم دنبال تحقيقش آخه طبق قراري كه گذاشته بوديم من موظف بودم بهش كمك كنم
آرام هم داشت برنامه شو مينوشت
منو الي باهم از خونه زديم بيرون
رفتيم سمت دانشگاه كه پايان نامه مربوطه رو پيدا كنيم
نزديك دانشگاه شديم
رفتيم داخل دانشگاه
تو هركدوم از دانشكده ها يه كتابخونه بود اما كتابخونه اي كه پايان نامه نگه ميداشت تو ساختمون علوم بود

به سمت ساختومن علوم رفتيم
از پله ها رفتيم بالا
نزديك كتا ب خونه بوديم رفتيم داخل وبعد منبع اطلاعات كه ليست پايان نامه تو كامپويتر شو گذاشته بودن
با الي بعد از كلي كنجاررفتن يه پايان نامه پيدا كرديم كه مربوط به بررسي نيروي انساني تو يه شركت صنعتي بود

باهم مطالبي رو كه ميخواست نوشتيم اما كمي از اون ها موند چون ديگه داشت ساعت كار كتابخونه تموم ميشد چون ساعت كار كتابخونه تا 4:30 بود
بقيه شو گذاشتيم براي فردا

تو راه برگشت داشتيم برميگشتيم كه يكي از بچه ها رو ديديم اسمش
زهرا بود
سلام بچه ها خوبيد
سلام
ممنون
چه خبرتونستيد پايان نامه پيدا كنيد ؟
آره
خوش به حالتون من كه هر چي گشتم نتونستم موضوعي پيدا كنم آخه هر منبعي رو كه انتخاب ميكنم بقيه اون رو جلوتر انتخاب كردن
نميدنم چي كار كنم
خوب به بقيه كتاب خونه هاسر بزن
همين فكررو دارم
باشه فعلا
خداحافظ
خداحافظ

سوار اتوبوس شديم ومنزديك خونه پيدا شديم
نزديك خونه بوديم كه
در رو باز كرديم كه آقاي كاشاني رو تو حياط ديدم
تعجب كرده بوديم اين اينجا چي كار ميكنه
سلام
سلام به دختر هاي گلم
خوب هستيد
بله
ممنون
سريع بعد از سلام وعليك رفتيم بالا
در و باز كرديم رفتيم تو
سلام كسي نيست
چرا هست
سلام آرام خانوم
تحويل نميگري
پنج تومكن بدم تحويل بگير
زود باش بده
حالا نميشه قسط بندي كني
نميشه
دانشجويي حساب كن
خودمون هم خنده مون گرفته بود
هميشه عادت مون بود همديگرو سر كار ميذاشتيم اذييت ميكرديم ولي امان از اون روزي كه باهم همدست ميشديم
اون طرف بيچاره ميشد ...

بعد از سربه سر گجذاشتن با آرام
راستي چي شد كارتون به كجا رسيد
هچي مقداري از مطالب رو پيدا كرديم
بقيه اش هم مونده تا فردا بريم دانشگاه بنويسم
تو چي كار كردي
منم تا يه جاي ازبرنامه ام رو نوشتم

خوبه
شام بامن بود
منم رفتن آشپزخونه داشتم ماكاراني درست ميكردم
كه الي و آرام هم اومدن
چي شده دوتا دوتا بهم ميايد
هيچي اومديم ببينيم احيانا چيزي توغذا نميريزي
شايد مثلا من قبل از اين كه شما بيايد كارمو كرده باشم
اون وقت چي؟
اول خودت ميخوري بعد ما ميخوريم
نه بابا .؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


بله بله بله
زهر مار و بله

حسنا ميگم قبل از اين كه غذا رو بخوريم بيا به اوژانس زنگ بزنيم بياد وقتي غذا رو خورديم سريع بريم سوار شيم كه نجات پيدا كنيم
شما ها از من شام ميخواهيد ديگه

خوشوخي كردم
مرده بوديم از خنده
صدامون هم كه قربونش برم كل ساختمون رو برداشته بود
الي - بچه ها ببينيد ميتونيد يه كاري كنيد اينها پشيمون بشن ما بيرون كنن
بعد هم مابريم تو خيافون چادر بزنيم
اون كه نميدونم ما تلاشمون رو ميكنيم ولي قول نميديم
خيله خوب
راستي ما اومديم داخل آقاي كاشاني رو ديدم كه تو حياط داشت با آقاي محمودي حرف ميزد
اره ميدونم
خبريه
بله
چه خبري
چي شده
قرار براي طبقه سوم مستاجر بيارين
پوفي كردم و گفتم كارمان درآمد
الي - همين يه قلم رو كمك داشتيم
آرام -فك كنيد با چند تا بچه نغ نغو واي نه
من اصلا تحملش رو ندارم
حسنا--كاري از دستمان برنميا يد
الي - راس ميگه فك كن ما 3 نفر به علت سرو صداي بيش از اندازه اين بچه ها دونه دونه موهامون رو كه بلند ه رو بكنيم بعد همگي باهم كچل شيم
حسنا - من موهامو دوست دارم نه
آرام - منم همين طور
الي - خوب يه كار ميكنيم موهاي اونا رو ميكنيم
آرام -موافقم ولي بچه ان
حسنا -خو گناه دارن
خيله خوب حال كه نيومدن شما ها عزا گرفتيد
اصلا شايد بچه نداشته باشن
آ رام -راستي قراه فردا بيان خونه رو ببينن
خيلي دوس دارم ببينمشون هر جوريه خودمون رو ميرسونيم ببينيم بچه دارن يا نه

ولي دريغ از اين كه چه اتفاقي قراره بيوفته ...
اون روز با الي رفته بوديم دانشگاه ومشغول نوشتن بقيه مطالب بوديم آرام اون روز كلاس نداشت كه بعداز ظهر يه سر ميرفت شركت كه كاراشو ارائه بده
منو الي تو كتاب خونه مشغول نوشتن بوديم
ميگم دستم درد گرفت خسته شدم
توچي
منم همين طور خسته شدم تمومي نداره
اره
خيله خوب ديگه چيزي نمونده سريع بنويسيم زود يريم سر كلاس استاد جعفري كه يه ثانيه دير بري
حسابت با كرام الكاتبينه
اره
نوشتنمون بعد از چند دقيقه اي تموم شد
حسنا دستت دردنكنه واقعا ممنون نميدونم چه طوري ازت تشكر كنم
منم همين جور با تعجب نگاهش ميكردم
ميخواهي ازتشكر كني!!!! يه كار برام بكن
چي كار ؟
امشب ؟
خوب !
ظرف ها !!!!!!!!!!
خوب !!!!
با منه !!!!!!
خوب !!!!!!!!!!
توبشور ...
ميشوري !!!!!!
برو برو تا ....
منم كه ديدم هما پسه فرار رو ترجيح دادم
سريع رفتم سر كلاس هنوز استاد نيومده بود
خدا رو شكر البته ما فك ميكرديم نيومده
هنوز نشسته بوديم كه
يكي از پشت سر گفت
خانوم ها كجا بودن ؟؟؟؟؟؟؟
برگشتم چشمام از تعجب 4تا شده بود

تا اومدم حرف بزنم كه الي
گفت
ببخشيد استاد راستش ما تو كتابخونه بوديم و داشتيم راجع به تحقيقي كه استاد گودرزي گفتن براي درس روش تحقيق گفته بودن
مطلب جمع آوري ميكرديم
ببخشداستاد
فقط اين سري رو نديد ميگيرم
ممنون استاد
خيله خوب بريم سراغ درس
بعد از تموم شدن كلاس
سريع با الي به سمت در خروجي رفتييم كه ببينيم مستاجر هاي جديد كيا هستن
مثل برق خودمون روباتاكسي رسونديم خونه
داخل حياط كه شديم
هنوز به داخل خونه نرسيده كه چشممون افتاد به چند تا پسر جوان كه دارن با آقاي محمودي حرف ميزنن

تعجب كرده بوديم كه اينا اينجا چي كار ميكنن
الي ميگم ها آقاي محمودي كه نميخواد خونه شو با اينا بده كه
فك نكنم
بابا اينها خيلي قيافه هاشون ترسناكه آدم ميبينه خوف ميكنه
برو بابا
بنده هاي خدا كجا قيافه هاشون ترسناكه آخه
نميدونم ولي اصلا ازشون خوشم نمياد مخصوصا كه اوني كه قدش از همشون بلندتره
همچين نگاهمون كرد من يكي داشتم زهره ترك ميشدم گفتم الان مياد مادوتا رو ميزنه

الي - بيخود كرده
خيله خوب توهم هنوز كه نيومده هر وقت اومد 3نفري ميريم
همين جور كه داشتيم تو راهرو جهر وبحث ميكرديم
صداي قدم هاي يه نفر رو شنيديدم كه داشت ميومد بالا
سريع با الي به سرعت نور رفتيم تو خونه از بالا رفتنش فهميديدم كه رفته
آرام خونه نبود
منم بعدازظهر كلاس داشتم. با بچه ها تمرين داشتيم
الي چطوري برم
من از اينها ميترسم
برو بابا مگه لولو خورخوره ان
بدتر ازون
اون كه دراز بيقواره واقعا هم ترس داره
خيله خوب من تا دم در باهات ميام
ميسييييي
ناهار با من بود يه چيزي درس كردم با الي مشغول خوردن بوديم كه صداي در زدن اومد
من نميرم
الي - بابا شايد كس ديگه اي باشه
صدا بيشتر و بيشتر ميشد
الي - حسنا جونم
چيه خانوم شجاع
منم ميترسم
صداي در همين ور بيشتر ميشد
ديدم جاره اي نداريم
باهم رفتيم سمت در
در رو باز كرديم كه
آرام بود
عصباني
چرا در و باز نميكنيد
زبونمون بد اومده بود
منم كه شروع به اشك ريختن كردم
چي شده چر اگريه ميكني من كه چيزي نگفتم اومد كنارم نسشت
بغلم كرد حسنا جونم من كه چيزي نگفتم
خو داشتم يخ ميكردم
آروم تر شده بود خودم رو از بغلش كشيدم بيرون
ميگي چي شده يانه ؟
الي بيا تا بهت بگيم
قضيه رو براش تعريف كرديم
اولش شروع به خنديدن كرد
بابا هنوز كه ما نميدونم كه اينا اينجا ميمونن يا نه
اصلا هم بمونن براي چي ازشون ميترسي
توكه نبودي ببيني داشت چه جوري نگاه ميكرد
بعدشم خودم ديدم كه رفتن بالا
آرام- تا زماني كه مطمن نشديم
هيچ كاري نميكنيم

حالا ديگه پاشو برو دست و صورتت و بشور
راستي بچه ها ناهار چي داريم ؟
سبزي كوكو
آخ جون
من عاشق سبزي كوكوام
ناهارو خورديم
بعد از يه نيم ساعتي
صداي در زدن اومد
كه شنيديم ميگه بچه ها منم رعنا دررو باز كنيد
الي رفت دررو باز كرد
سلام
سلام دخترهاي گلم
خوب هستيتد
بله ممنون
خود رعنا خانوم همه چي رو برامون تعريف كرد
قضيه از اين قراربود كه
اين چند نفر دانشجو بودن و تقريبا ترم آخري
مشكل ما رو داشتن
دنبال خونه ميگشتن
كه يكي از آشناها اين ها موضوع رو به ما خبر ميده
ماهم اولش قبول نميكرديم
ولي ديدم اون آشنامون ازشون تعريف ميكنه ميگه خيلي پسرهاي خوبين
مورد بدي از شون نديده بود آخه يه چند ماهي رو خونه اين آشنامون بودن كه
براي عروسي پسرش خونه رو ميخواست ومجبور ميشه اين ها رو جواب كنه ماهم ديديم كه داره از شون تعريف ميكنه و از شون مطمنه قبول كرديم كه بيان
تا اين كه امروز اودن
من دنبال بهونه ميگشتم كه نذارم اين ها بيان
تودلم گفتم دمت گرم رعنا خانم
ولي وقتي محمد لباهاشون حرف زد
فهميد كه آدم هاي خوبين
من كه باهاشون تو سالن احوال پرسي كردم واقعا مودبانه و و با متانت برخورد كردن
ماهم قبول كرديم كه اين ها اينجا بمونن
ماهمگي از شنيدن اين خبر دمق شده بوديم
دل تو دل 3 نفرمون نبود بد جوري ازشون ميترسيديم نه به خاطر اين كه پسرن نه فقط از نگاهشون ميترسيديم فك ميكرديم كه قابل اعتماد نيستن
هر آن ممكنه يه كاري كنن و ما رو اذييت كنن
رعنا خانوم كه متوجه نگراني ما شده بوداولش يه لبخندي زد وگفت
بچه ها نگران نباشيد
هيچ اتفاقي نمافته
سعي كنيد باهم رابطه خوبي داشته باشيد
بعد از رفتنش
الي - من ميترسم بچه ها
آرام -من كه هنوز باهاشون برخوردي نداشتم
حسنا -من ميترسم
ولي بچه ها بيايد يه كاري منيم
الي و آرام چي كار ؟
به ترس مون غلبه كنيم اصلا هم بهشون محل نميديدم و باهاشون كاري نداريم باشه
باشه
من امروز كلاس دارم
تا عصري فقط الي قولت كه يادت نرفته
درباره چي صحبت ميكني ؟؟؟؟؟؟
اليييييييييييي
خيله خوب
آرام اين چي ميگه
هيچي ميترسه تنهايي بره
پايين
آرام
خودت همين الان گفتي كه روترسمون غلبه كنيم
اره
خيله خوب پس خودت تنها برو
ديديم چارهاي

نویسنده نویسنده : تاریخ : 1393/06/18 تاریخ
کد :64777

تمام حقوق اين وب سايت و مطالب آن متعلق به http://novel.parspa.com/ مي باشد

خرید : بک لینک
میزبانی شده توسط : همکاری در فروش پارس پا