تاریخ امروز
محصولات خیلی جالب دختروپسر
تبلیغ شما با Authority 40
موضوعات
محبوب ترین مطالب
جدید ترین مطالب


خرید بک لینک می تواند جایگاه وبسایت شما را در نتایج گوگل به رتبه 1 گوگل ارتقا دهد و بک لینک های قوی و ایرانی و با کیفیت موجود در سیستم تمام اتوماتیک بکوریتی نیاز شما به لینک سازی را کاملا رفع می کند . پس از بررسی و انتخاب بهترین ها ، می توانید فرم خرید بک لینک سئو را تکمیل کنید !. 
بکوریتی

کسب در آمد از فروش بک لینک و فروش رپورتاژ آگهی

فروش بک لینک از خدمات بکوریتی هست و درواقع شما می توانید از راه فروش بک لینک کسب درآمد کنید.

به کمک بکوریتی می توانید از راه خرید و فروش بک لینک و خرید رپورتاژ آگهی درآمد داشته باشید و تنها با ثبت سایت خودتان ماهانه 10 ها بک لینک و رپورتاژ اگهی بفروش برسانید .

خرید بک لینک

اگر صاحب هیچ سایت و وبلاگی هم نباشید می توانید از طریق زیر مجموعه گیری کسب درآمد مطمئن و دائمی داشته باشید.

بکوریتی اولین سیستم یکپارچه خرید بک لینک و رپورتاژ آگهی در ایران

بکوریتی در تابستان 96 پیاده سازی شد و از هفته اول مهر 1396 فعالیت خودش را آغاز کرده و با استقبال بسیاری روبرو شد و ورژن 5 سیستم در حال حاضر فعال می باشد .
تهیه بک لینک قوانین خاص خودش را دارد و عملا نمی توانید این قوانین گوگل را رعایت کنید و بکوریتی تنها سایت در ایران می باشد که این مشکل سئو را به طور کامل پیش بینی و رفع کرده است و شما بواسط پنل بکوریتی می توانید به بهترین شکل ممکن بک لینک تهیه کنید .

سیستم قدرتمند فروش و خرید رپورتاژ آگهی ( Reporting )

خرید رپورتاژ آگهی خبری در کنار بک لینک ها مکملی قوی برای سئو محسوب می شود و در پنل بکوریتی می توانید رپورتاژ آگهی دائمی و فالوو را از بین 100 ها سایت انتخاب و آنلاین سفارش رپورتاژ را ثبت کنید .

پنل قدرتمند بکوریتی برای خرید رپورتاژ آگهی ، تمام نیاز های شما به رپرتاژ دائمی را برطرف کرده است و براحتی می توانید از بین سایت های مرتبط با موضوع فعالیت خودتان ، رپرتاژ آگهی دائمی خریداری کنید.

خرید بک لینک

سفارش افزایش اتوریتی

اتوریتی امتیازی بین 0 تا 100 می باشد و هرچقدر بیشتر باشد نشان دهنده قدرت سایت از نظر سایت منبع یعنی moz می باشد  و  این روش تهیه بک لینک ، برای افزایش اتوریتی وب سایت شما کاربرد بسیاری دارد .

افزایش ورودی گوگل

افزایش ورودی گوگل تا 200 برابر ( 20000% ) ( google input toots ) با روش backority.ir تجربه کنید و در نتایج گوگل به شکل واقعی و طبیعی در صفحه اول گوگل باشید و در این آموزش به این موضوع پرداخته شده است .

بررسی جایگاه کلمه و رتبه سایت در گوگل

اگر از سیستم بکوریتی "بک لینک" خریداری کنید ، سیستم بکوریتی "رایگان" و اتوماتیک جایگاه کلمات کلیدی سایت شما را در google ، تا قبل از منقضی شدن بک لینک بررسی و در نمودار نمایش می دهد .

نویسنده نویسنده : تاریخ : تاریخ
رمان فارغ التحصیلی (فصل چهارم)


الي- حسنا ميخواي چي كاركني چه نقشه اي داري ؟
آرام - بگو ما هم همكاري كنيم
بچه ها پايه يه حال گيري توپ هستيد ؟
الي و آرام كه منظور منو فهميده بودن گفتن بلههه ما همشه پايه ايم خيله خوب
آرام تو جلوي در كشيك ميدي من ميرم بالا از هر كفشي يه لنگه رو برمي دارم
وبعد الي تو اين كفش ها رو ميبري ميزراي تو حياط هر كدوم رو يه جا بزرا منو آرام هم همواتو داريم هر دو شون مو بربر نگاه ميكردن خوب چرا منو نگاه ميكنيد زود باشيد اون ها هم خنده شيطاني زدن و هر كدوم طبق نقشه عمل كرديم آرام جلوي در كشيك ميدادكه كسي نياد منم اولش با ترس و لرز پله ها ميرفتم بالا بعدش ترس ام ريخت آروم آروم از پله ها رفتم بالا چشمم افتاد به كفش ها از هر لنگه يكي برداشتم اه اه چقدر زيادن همين جور كه تو دلم غر ميزدم به جون خو خل وضعم از پله اها اومدم پاييين الي و آرام ايستاده بودن كناردر
الي تو بيا اين ها رو يكي با آرام ببريد پايين راستي حواستون باشه كه ديده نشيد وهر كدوم از كفش ها رو جدا جدا تو يه قسمت بزاريد
الي - باشه هر كدوم يه جايي ميزرام كه تا صبح دنبالشون بگردن
آرام - من يه پيشنهاد دارم ميگم اين لنگه از كفش ها كه دستمونه بزرايم تو كيسه زباله گوشه حياط بزاريمش اين جوري تا صبح دنبالشون مي گردن
وبعد بقيه ي كفش ها رو هم هر كدوم رو يه جا ميزاريم
حسنا- موافقم تو هم بلدي ها
الي - منم هستم
آرام بريم كه دير شد راستي الي برو يه كيسه زباله بيار
الي - باشه من رفتم
آرام-حسنا بيا اين جا بيايست من ميرم بقيه كفش ها رو بيارم
حسنا-باشه مراقب باش
الي با كيسه زباله اومد خيله خوب اين كفش ها رو بريز توش با كمك الي همه كفش ها رو ريختيم تو كيسه زباله
آرام هم با لنگه هاي بعدي كفش ها اومد
باالي رفتيم كيسه رو گذاشتيم دم در
وبعد بقيه لنگه هارو خواستيم بزاريم يه سمت كه الي گفت من يه پيشنهاد براي اين قسمت دارم
من آرام - چي هست بگو
بيايد اين لنگه كفش ها رو پر آب كنيم بعد بزاريم سر جاش
هر سه تامون بهم نگاه كرديم تو چشمامون برق شرارت مي درخشيد سريع مشغول خيس كردن كفش ها شديم وبعد هر سه نفر مون كفش ها ور برداشتيم برديم بالا و هركدوم رو به صورت اوليه اش چيديم
به آرومي از پله ها اومديم پايين و رفتيم تو خونه هر سه نفر مون يه هو همزمان زديم زير خنده اين قدر خنديدم كه اشك تو چشمامون در اومد
الي- خيلي باحال بود خداي من
آرام - فكر شو بكن بفهمن كفش هاشون تو كيسه زباله ست
حسنا - اين كه جاي خود قيافه هاشون ديدن داره
الي - راس ميگي فك بفهمن كفشاشون خيسه و خنده ديگه نذاشت ادامه حرف شو بزنه
آرام - حق شونه تا اين ها باشن مزاحمت ايجاد نكن
حسنا- واي فكر شو بكنيد بفهمن كا رماست
الي - هيچ كي نميفهمه
آرام - بفهمن . فك كردن از شون ميترسيم اصلا به روي خودتون نياريد
حال هم بريم ادامه درس
البته چه درس خوندني همش ياد مون ميافتاد ميخنديديم
ولي بعد از چند دقيه خنديدن رفتيم به صورت جدي بخونيم البته براي جلوگيري از خنده هر كي رفت اتاق خودش
يه چند ساعتي رو مشغول درس خوندن بوديم كه صدايي از راه پله ها اومد هر سه نفرمون وسط حال ايستاده بوديم انگار داشتن از هم خداحافظي ميكردن
ولي چند دقيقه اي نگذشته بود كه صداي يكي شون اودم كه ميگفت
صالح چرا كفش هاي ما خيسه
عماد اون يكي لنگه كفش من كجاست ؟
مهراد اين كفش من چرا خيسه اون يكي ايش نيست
ما كه ديگه به خنده افتاده بوديم
كه يه هو عماد(ديلاق ) گفت : نميدونم همين جا ست ديگه بگرديد
صالح - بابا اينا كه پا ندارن همين جاست ديگه
مهردا - بيايد بريم حياط رو بگرديم
ما كه اسم حياط رو شنيديم مرده بوديم از خنده
اسم يكي شون وحيد بود چون همش عماد صداش ميكرد معلوم بود دوستشه

اون يكي هم كه نادر بود چون همش مهرادصداش ميكرد فك كنم اونم دوستش بود
اون يكي هم اسمش امير بود چون همش صالح صداش ميزد
هر 6 نفر شون داشتن تو حياط دنبال كفش هاشون ميگشتن ماهر سه نفرمون از پنجره پذييراي كه رو به حياط بود نگاشون ميكرديم البته برق رو خاموش كرده بوديم ...
نزديك يك ساعت سركار بودن هر چي ميگشتن كفش هاشونو پيدا نميكردن كه يكي شون برگشت گفت بابا چندشم شد اه كفش هام همش توش پر آب شده بقيه هم كه وضع اونو داشتن تاييد كردن
ماهم به آرومي در حال خنده بوديم
كه تقريبا يه دوساعتي گذشت اونها هم كه انگار بيخيال شده بودن صداشون در نمي يومد
كه يه هو يكي شون گفت پيداش كردم پيداش كردم
ماهم بهم نيگاه ميكردم
عمادبود بچه ها فك كنم تو اين كيسه ست ؟
صالح - اين جا چي كا رميكنه ؟؟؟؟؟؟
مهراد - راس ميگه اين جاست
سه نفر بعدي هم اومدن و كفش هاشون رو ارزكيسه برداشتن وبعد امير بهشون گفت كه ما ديگه اومديم اينجا هر چي ميگيد بگيد .......
مهراد - شرمنده اتفاق بود
نادر - برو يه ساعت ما رو علاف كردين
وحيد - خيلي خوش گذشت مخوصا قسمت كفش هاش
با خداحافظي از هم جدا شدن اون سه كله پوك هم اين قدر عصبي بودن كه از شدت اعصبانيت قرمز شده بودن
الي - بچه ها شرايط جوي اصلا خوب نيس
حسنا- منم باهات موافقم
آرام- اگه بفهمن كا ر ما بوده ؟
حسنا- بفهمن چي كا ركنيم
الي- ميخواستن به هشدار ما توجه كنن سر و صدا شون رو بيار ن پايين
كه يه وه صدايي از پله ها اومدانگار داشتن باهم حرف ميزدن
ديللاق - راس ميگي
صالح - عجب شر هاي هستن
مهراد - من كه گفتم ..
الي - بچه ها بدبخت شديم فهميدن كارماست اگه يادتون باشه من رفتم بالا و بهشون تذكر دادم
فك كنم فهميدن
حسنا - بچه ها اصلا به روي خودتون نمياريد و كاملا عادي برخورد ميكنيد باشه
الي - باشه
آرام - باشه
خيله خوب بچه ها انتظار تالافي نكردن نداشته باشين چون مطمئن باشيد اين حركت ما بي جواب نميمونه
الي - ماهم براشون برنامه ميچينيم
آرام -بله واس خودشون ....
حسنا - اون كه بله ماهم بي كار نميشينيم
آرام - بريم بخوابيم
الي - دو ساعت ديگه صبحه چه خوابي
حسنا- من ميگم ما كه فردا دانشگاه نداريم ما هم يه سر ميريم سر كار بيايد نخوابيم اول بريم يه چايي خوريم وبعد درس بخونيم . بعد ادامه نقشه رو ميكشيم
الي من موافقم
آرام - منم همين طور
هر سه نفر مون رفتيم سمت آشپزخونه داشتيم چايي ميخورديم و همزمان درس ميخونديم كه يه هو....
هر سه نفر مون .....

هر سه نفر مون برگشتيم به سمت در انگار كسي داشت دم در سر وصدا ميكرد بلند شديم رفتيم سمت در از چشمي در ديدم كسي نبود
حسنا - الي چي شد كسي هست
الي - اه چقدر سرو صدا ميكني بزرا ببينم
آرام - همچين ميگه انگار ميخواد مريخ رو رصد كنه ؟
الي - آرام باور كن راضي بودم برم مريخ رو رصد كنم اما از اين يه كوله جا ديد نزدنم
الي - خبر نيس
حسنا- من يه يشنهاد دارم بيايد ديگه كفش هامونه رو بيرون تو جاكفشي نذاريم
آرام - موافقم
الي - مي فهمن كار مابوده
حسنا - الي راس ميگه بيايد عادي برخورد كنيم چيزي نشده مساله مهمي نيس ميخواستن سر و صدا نكن
راستي امروز من آموزشگاه كلاس دارم بعداز ظهر
شماها چي ؟
الي - منم كلاس دارم منتها تا ساعت 7 تموم ميشه درس جديدي رو كه اون تيچر قبلي داده رو مطالعه كنم دستش درد نكنه واقعا لطف كرد
برم يه نيگاه كنم كه به بچه ها درس بدم
آرام -منم برنامه اي رو كه بهم سپردن رو تا يه جا هايي انجام دادم
ميرم شركت اگه اين مهندس احمدي بزاره گيرالكي نده تقريبا 5خونه ام
حسنا- باشه من درس مو خوندم ولي نوت ها رو چي كار كنم خدا رو شكر يه ماهي رو وقت دارم چون اجراش طول ميكشه ....
الي - راستي حسنا تو جزوه مباني رو داري بده من بخونم فردا كلاس دارم راستي يادت نرفته كه كنفرانس هم داريم
حسنا-اي واي خوب شد گفتي الي حلا چي كار كنم
الي - برو بخون ديگه ..
حسنا-آي كيو . باهوش . اونو كه خودم ميدونم. وقت دارم ؟؟؟؟
آرام - خيله خوب الان بشين بخون تو كه درسي كه برنامه امروزت بوده رو خوندي الان بشين اونو بخون خلاصه قسمت هم يادداشت كن
باشه پس الي بيا اين جزوه مباني رو بگير منم برم اون قسمتي رو كه مال منه رو بخونم
رفتم سمت اتاقم شروع به خوندن همزمان نوشتم خلاصه خيلي به هم كمك كرد
آرام - الي به نظرت ااين برنامه چطوره! ميترسم اين مهندس گير بده خيلي مهمه
الي - ببينم - بيا ببين
آرام -چطوره ؟
الي - خوبه مشكلي نداره فقط يه كوچلو طولاني نيس ؟
آرام - ميدونم ولي هر كاري كردم از اين كمتر نشد
الي - اشكال نداره برنامه ت مشكلي نداره
الي - آرام به نظرت صبحي اينا بودن سرو صدا ميكردن
آرام -نميدونم فك كنم
الي - اينها ي كه من ميشناسم فهميدن كارماست وتلافي ميكنن
آرام - تلافي كنن ماهم داريم براشون
الي - راستي ناهار باتو ه؟
آرام - چي بزرام
الي - ماكارني
حسنا- منم موافقم
ارام - اوامر ديگه ...
الي - بزار ديگه
آرام - باشه
ناهار ور خورديم و وبعد چايي آخه عادت داشتيم بعد از خوردن ناهار حتما چايي ميخورديم هر سه نفرمون آماده شديم كه بريم سركارهامون
موقع رفتن هيچ خبري نبود و همه چيز در صلح و صفا بود
حسنا"من رفتم آموزشگاه با بچه ها ي كه جديد بودن شروع به ياد دادن يه اون ها كردم
الي : رفتم پيش خانوم سليماني كه برنامه كلاس ها رو بگيرم حالمو رو پرسيد وگفتم ممنون مرسي بهترم
بيا الي جان اينم برنامه كلاست با يه سري بچه هاي جديد كلاس داري ؟
باشه من رفتم
آرام : از پله هاي شركت بالا رفتم رسيدم دم اتاق مهندس احمدي نفس عميق كشيدم و در زدم
بله بفرماييد
در رو باز كردم رفتم داخل اتاتقش
آرام -سلام
سلام خانوم بهرنگ خوب هستين
آرام- ممنون خوبم بفرماييد اينم فلشي رو كه توش برنامه رو درست كردم
مهدنس هم فلش رو از دستم گرفت و بعد از بررسي و رفع نقايص اون تاييدش كرد وبعد رفتم دنبال بقيه كارها تو شركت ...

***
تقريبا ساعت ههاي 7 بود كه از آموزشگاه اومدم بيرون به الي زنگ زدم و گفت نزديك خونه ست آرامم كه اسمس داده بود كه تو راه داره مياد خونه
منم به تاكسي گرفتم نزديك هاي خونه بودم رفتم سمت در كليد چرخوندم در باز شد رفتم تو حياط همه چيز عادي بود ولي نميدونم چرا همش احساس ميكردم قراره يه اتفاقي بيوفته از پله ها هنوز بالا نرفته بودم كه يه هو ....

هنوز پله دوم رو بالا نرفته بودم كه يه چيزي از زير پام رد شد داشتم سكته ميكردم از شدت ترس تند تند نفس ميكشيدم دستم گذاشتم رو قلبم تند تند ميزد خيله خوب دختر آرم باش چيزي نيس يه كم آروم شدم اما چه آروم شدني ؟هنوز به در نزديك نشده بوم پله آخر رو كه برداشتم احساس كردم يه چيزي به پام چسبيده هيچي نيس آروم باش توهم زدي ها توهم ديدم نه انگارواقعيه
باترس نگاه كردم به پام كه يه با ديدنش جيغ ام رفت هوا واييييييييييي خدا رو شكر اون قدر بلند نبود كه ديدم يه برق پله هاي بالا روشن شد كه يكي داره ميگه موشي كجايي ؟ بيا پيش عمو
نگاه كردم بالا ديدم صالحه داره صدا ميزنه تو دلم گفتم خداي من اين جا مگه باغ وحشه بعد يادم افتاد آقا رشته شون زيست است اصولا با جك جونور سركاردارن كه يهو ديدم جلوي من ايستاده با حركت دستش به خودم اومدم
حسنا خانوم كجاييد ؟
ههههمين جا
جند دقيقه ست دارم صداتون ميزنم
حالتون خوبه
اينو كه گفت دلم ميخواست پاشم يه كف گرگي بزنم بقيه پله ها رو با سر بره پايين دييونه
ببخشيد اين موشي ما يه هو نميدونم چه جوري از اينجا سر در آورد
كه موشه رو از رو پله ها برداشت گرفت دستش نترسيديد
حسنا-نه
صالح - پس اگه نترسيديد چرا رنگتون پريده ؟
حسنا- نه اون به صورت طبيعي يه وقت هايي كه احساس ترس ميكنم اين جوري ميشه
صالح -بله
حسنا - نكته اي مطلبي - نمونده شماهم اگه يادتون رفته احيانا اينجا آپارتمتنه گفتم بدونيد
صالح - اونو كه ميدونم
حسنا- كاملا مشخصه
خيله خوب اگه كاري نداريد من برم بدون توجه بهش رفتم تو خونه قلبم داشت ميومد تو دهنم پسره پرو خجالت هم خوب چيزيه عوض معذرت خواهيشه
الي- اومد سمتتم چي شده چرا رنگت پريده
جريان رو براش تعريف كردم
الي - نترس ماهم داريم براشون كه با يه ليوان آب قند اومد پيشم
حسنا- نترسيدم فقط داشتم ....
الي - ميدونم ولي يه كاري ميكنم كه ....
همين جوري كه داشتيم باالي حرف ميزديم
كه يه هو صدايي از راه پله اومد بيشتر شبيه صداي خنده بود
يه مقدار گوشامونو تيز كرديم
صالح دمت گرم خوب اومدي
بابا قابل شمارو نداره داش عماد
بابا اين كاره
نوكرتم داش مهراد قابل شما رو نداشت
ايشالله در برنامه هاي بعد جبران كنيم
منو الي براي يه چند لحظه خيره شديم به هم
يعني اين يه ..
الي - بزار آرام بياد دارم براشون
تو همين هيرويري ها بوديم كه صداي در اومد

با الي برگشتيم سمت در بلند شدم رفتم سمت در الي كيه اه چي مدونم در باز كرد آرام بود
آرام - سلاممممم به همگي خوبيد ؟ نه انگار يه چيزي شده چون قيافه هاتون يه چيز ديگه ميگه ؟
الي- بيا تا برات بگم اول بزرا برم يه چايي بيارم بعد
آرام - تا تو بري من الان ميام راستي حسنا تو قصد نداري بري لباس هاي بيرونت رو در بياري ؟
حسنا- چرا بابا الان بلند ميشم
الي- بيايد ديگه كجاييد ؟
آرام - اومديم
آرام - خيله خوب بوگو ببينم چه خبر شده ؟
الي شروع كن ديگه خيله خوب
هيچي حسنا داشت از پله ها مي آمد بالا كه احساس ميكنه چيزي از كنارش رد شد
آرم - خوب
هيچي ديگه اولش فك ميكنه كه خيالات ورش داشته ولي بعد از چند ثانيه كه به پايين پاش نگاه ميكنه ميبينه يه موش سفيد كنارپاشه ؟
كه يه هو با ديدنش يه جيغ خفيف ميكشه بعد از چند ثانيه يكي از اون كله پوك ها كه مخمل بود مياد پايين و در كمال خونسردي موش برميداره و ميره وحسنا هم ترسيده بوده اولش مسخره ميكنه وبعد حسنا يه جواب دندون شكن بهش ميده بعدش هم ماهمين چند لحظه پيش متو جه ميشيم كه اين كار با برنامه قبلي انجام شده بود
الي - من يه پيشنهاد دارم كه چه جوري حال اين سه كله پوك را بگيريم
آرام - چي هست ؟
حسنا - بگو ببينم چي كار ميخواي بكني
مگه فردا نوبت تميزكردن پله ها باپسرها نيس
حسنا - چرا هست
آرام - ميخواي چي كار كني
هيچي فردا يه كاري ميكنيم كه كارشون دو برابر بشه ..
حسنا - يعني چي بيشتر توضيح بده
الي- فردا نوبت تميز كردن با مخمل و سريشه درسته ؟
آرام - اره
خيله خوب اين دوتا همين طور كه دارن پله ها رو تميز ميكنن قبل از اين كه شروع به تي كشيدن كنن ما اون سطلي رو كه توش آشغال ها رو ريختن رو برميداريم وقبل از اين كه كارشون تموم شه ما اون آشغال ها رو پخش ميكنيم تو پله ها
ارام - موافقم
حسنا - موافقم فقط اگه فهميدن چي ؟
الي- اتفاقا ميخوام بفهمن
حسنا- خوب اون وقت چيكاركنيم
هيچي ماهم خودمون رو ميزنيم به اون راه در كمال خونسردي بهشون ميگيم اااا اصلا حواسمون نبود اي واي ...
حسنا - باشه پس فردا قيافه هاشون ديدنيه
الي - خيله خوب بريم سر وقت شامممممم
آرام - چي هست
الي - به نكته ي خوبي اشاره كردي هچي ؟
حسنا- اه اه براي چي
الي -ببخشيد هر سه نفرمون تقريبا باهم رسيديدم
آرام - بحث نكنيد يه كاريش ميكنيم
الي اگه ميتوني بيا اين گوجه ها رو بشور خورد كن
الي- باشه
حسنا - املت نه
آرام - پيشنهاد بهتري داري ؟
حسنا- نه بابا همين جوري گفتم شام رو با همكاري هم درس كرديم و خورديم من مشغول خوندن درس فردا كه كنفراس داشتم بودم البته به همراه الي
آرامم هم مشغول خوندن برنامه ريزي داده ها بود
هر سه نفرمون به يه نحوي مشغول بوديم
حسنا- راستي بچه ها ارجع به اون نوت هاكه بهتون گفتم يه ماهي وقت داريم چون ميخوان اجراش كنن امروز مسئول آموزشگاه گفت قراه يكي رو بفرستن كه ما كمك كنه والبته خوش هم در اون اجرا شركت داره
الي - كه اين طور حالا كي هست ؟
حسنا - نميدونم فقط اميدوارم بتونم باهاش كنار بيام
آرام - كنار مياي نارحت نباش
حسنا - من برم يه نيگا دوباره به درس هام بندازم
الي - منم همين طور جزوهاممم مونده

آرام منم برم ادامه درس

****
صبح بعد از خوردن صبحونه وسايل اجراي نقشه رو آماده كرديم
اين سطل اب ديگه براي چيه حسنا ؟
الي جون خو آوردم اگه لازم شد بريزيم روشون
خيله خوب حالا ببر بزارش اون جا تا بعد ازش استفاده ميكنم
بابچه ها يه نيم ساعتي معطل شديم خدا رو شكراون روز بعداز ظهر كلاس داشتيم كه تو همين افكار بوديم كه مخمل و سيريش وارد شدن
الي- بچه ها اون قدر صبر ميكنيم كه به پله هاي هم كف برسن
حسنا تو بعد از رفتن اونها ميري اون سطل رو كه توش آشغال هست رو برميداري
آرام توهم در پخش كردن اشغال ها كمك ميكني به حسنا منم كشيك ميدم كه اين ها اومدن خبرتون كنم و اگه لازم شد پله ها رو خيس ميكنم تا ليز بشه
خيله خوب فعلا منتظر بمونيد ؟
بعد از ديد زدن هاي متوالي بالا خره وقت اجراي نقشه رسيد ؟
الي زود باشيد بريدبالا منو آرام به بدون اين كه كسي بفهمه آهسته رفتيم بالا
بيا سطل اينجاست
آرام - چقدر آشغال
خيله خوب بجنب كه الان ميان
من آشغال ها رو مي ريختم تو راه پله و آرام بات جارو اونهارو پخش ميكرد كه يه هو ا با اشارالي كه ميگفت بيايد اومدن در آخرين لحظه الي اون سطل ؟آب تا اومد خالي كنه يه هو ريخت روي سيريش
واي الي از شدت خجالت قرمز شده بود
خدا رو شكر متوجه كثيفيه پله ها نشد
مهراد - چي كا رميكنيد خانوم
الي -ببخشيد حواسم نبود
كه همون لحظه مخمل اومد
چيزي شده ؟
مهراد - هيچي ايشون حواسشون نبود بند ه رو خيس فرمودن
الي - خوب حواسم نبود بعدش هم از قصد كه نبود حلا تو دلم كلي خوشحال بودم
بعد از اين كه مهراد هم رفت منم سريع اومدم تو اتاق كه يه هو .....

دررو هنوز چند ثانيه اي بود كه بسته بودم كه صدايي رو از راه پله شنيدم كه
مهراد- صالح صالح بيا اينجا ببين چه خبر شده ؟
صالح - چيه توهم اينجا رو گذاشتي رو سرت
مهراد - بيا ببين از چلمن بازي هاي جناب عاليه
صالح - باور كن كار كن نبوده من كه خودت ديدي پا به باي تو داشتم تميز ميكردم
معراد- خيله خوب ديگه روزه نخون بيا اينها رو جمع كنيم كه پله ها رو بيشتراز اين به گند كشيده نشه
با مهراد دوتايي هر چي بود تميز كرديم
صالح - راستي تو ميدوني كار كي بوده آخه قيافت وقتي كه م بهت گفتم كار من نبوده يه جوري شد ؟
مهراد- خودمم شك دارم
صالح - شكتون به يققين تبديل شدبه ماهم اطلاع بدهد
مهراد- چشمم
الي- بچه ها فك كنم فهميدن كار ما بوده ماهم هدفمون اين بوده كه اينها بفهمن
حسنا- خوب لان چي كار كنيم
آرام - خوب اينا فهميدن تو لان چي تو سرته ؟
الي- خوب بيايد بهتون ميگم
هر سه نفرمون رو زمين دور هم نشستيم و الي شروع كرد به توضيح دادن
اولا كه من ميخواستم اينها بفهمن كه ما همين جوري ساكت نشستيم وكاري نميكنيم دوم - اگه بدونن بهتره اين طوري حساب كار دستشون مياد و ماها رو دسته كم نميگيرن
الي- من ميگم بيايد از اين به بعد نزاريم اينها نقشه شون رو اجرا كنن
فردا كه نوبت تيزي راهپله با ماست خوب بيايد هرسه نفرمون تو راه پله باشيم اين طوري اونها هن نميتونن كاري بكنن
حسنا- من يه پيشنهاد بهتر دارم اونها با ان كا رما فك ميكنن كه ما از شون ميترسيم و به يه نحوي با اين كارمون داريم ترسمون ور نشون ميدديم بيايد از دور زير نظرشون بگيريم كه هم بهشون اجازه مي ديم كه نقشه شون رو اجرا كنن واين كه سر از كارشون در مياريم
آرام -حسنا درس ميگه منم موافقم چون ما كه از اونها نميترسيم پس بهتره منتظر عواقب كاري كه كرديم باشيم
حسنا- حالا پاشيد بريم يه چيزي درس كنيم كه بريم دانشگاه
الي جون ناهاردستان شماور ميبوسد
الي- باشه من رفتم ولي يادتون باشه كارهاي سخت هميشه مال من بوده
آرام- كمتر غربزن
من وحسنا هم رفتيم پي درس هامون من رفتم يه كم برنامه ريزي دادها رو خوندم چون ميان ترم امتحان داشتم
حسناهم رفته بود كنفرانس شو بخونه
الي هم بعد از گذاشتن ناهار اومد و ادامه جايي رو كه باحسنا كنفرانس داشت ور خوند
بعد از خوردن ناهار وچاييي با بچه ها حاظر شديم رفتيم به سمت دانشگاه از در خروجي كه رفتم بيرون انگار كسي داشت ما رو از بالانگاه ميكرد با بچه ها بدون توجه بهش رفتيم بيرون
حسنا -بچه ها وقت داريم با اتوبوس بريم
آرام - اره وقت درايم
يه چند لحظه اي رو تو ايستگاه نشسته بوديم كه اتوبوس اومد سوار شديم نزديك دانشگاه پياده شديم ورفتيم تو محوطه با بچه ها رفتيم سمت دانشكده فني هنوز منده بود كه برسيم
حسنا- بچه ها اونجا رو خداي من اينها اينجا چي كا رميكنن
الي - اي واي همين يه دونه رو كم داشتيم
آرام - بچه ها اصلا به روي خودتون نياريد چون فقط كافي بفهمن كه ما متوجه شديم حله
الي- پس بيايد هركي بره سر كلاسش
با بچه ها رفتيم سر كلاسمون منو الي كه باهم تو يه كلاس بوديم ويه درس داشتيم باهم رفتيم طقه سوم فني
آرام- هنوز چند قدمي رو مونده بود كه به كلاس ام برسم كه ازاون چه كه ميددين چشمام داشت از حدقه در ميومد خداي من اين اينجا چي كا رميكنه
منم بودن اينكه توجهي بهش داشته باشم شروع به خودن جزوه ام كردم
بعد از چند دقيقه استاد اومد وگفت بچه ها كتاب ها روجمع كنيد امتحانه
يه سري ميگفتن استاد راجع چي صحبت ميكنيد يه سري هم ميگفتن كه استادنگفته بوديد
استاد- بچه ها من قشنگ يادمه كه جلسه پيش اعلام كردم
ديگه هيچكي حرفي نزد و آقاي نادري شما چرا سر كلاس ساعت اول امديد
برگشتم ببينم نادري كيه ؟كه ديدم بله خودشه
مهراد- استاد اگه يادتون باشه من جلسه پيش گفته بودم بهتون كه امتحان رو ساعت اول ميام
استاد- درسته يادم اومد
احسنا- الي برو نوبت توه فقط مراقب باش خراب نكني
الي- حواسم هست
الي با خونسردي رفت و كنفرانسش رو داد و بچهه ا بعد از تشويقش كردن واومد نشست استاد هم تشكري ويژه كرد
وبعد فاميلي من رو صدا كرد من بدون توجه به بچه ها رفتم كنفرانس رو دادم توحين توضيح دادن يكي از بچه ها كه معروف به جايي شيرين بودوهراز چند گاهي هم خودي نشون ميداد يه هو يه سوال پرسيد استادهم كه بدش نيومده بود گفت خانوم اسدي لگه ميشه اين سوال رو جواب بديد
سوال ؟چرا مديدران درتصميم گيري از افراد رده پايين تو سازمان كمك نميگيرن ؟
منم در كمال خونسردي سوال رو اين طوري جواب دادم
جواب - به خاطر اينكه افراد رده پايين تجربه كمي دارن واينكه هنوز با ميحط سازمان آشنا نيستن واستفاده از
نویسنده نویسنده : تاریخ : 1393/06/12 تاریخ
کد :64689

تمام حقوق اين وب سايت و مطالب آن متعلق به http://novel.parspa.com/ مي باشد

خرید : بک لینک
میزبانی شده توسط : همکاری در فروش پارس پا