تاریخ امروز
محصولات خیلی جالب دختروپسر
تبلیغ شما با Authority 40
موضوعات
محبوب ترین مطالب
جدید ترین مطالب


خرید بک لینک می تواند جایگاه وبسایت شما را در نتایج گوگل به رتبه 1 گوگل ارتقا دهد و بک لینک های قوی و ایرانی و با کیفیت موجود در سیستم تمام اتوماتیک بکوریتی نیاز شما به لینک سازی را کاملا رفع می کند . پس از بررسی و انتخاب بهترین ها ، می توانید فرم خرید بک لینک سئو را تکمیل کنید !. 
بکوریتی

کسب در آمد از فروش بک لینک و فروش رپورتاژ آگهی

فروش بک لینک از خدمات بکوریتی هست و درواقع شما می توانید از راه فروش بک لینک کسب درآمد کنید.

به کمک بکوریتی می توانید از راه خرید و فروش بک لینک و خرید رپورتاژ آگهی درآمد داشته باشید و تنها با ثبت سایت خودتان ماهانه 10 ها بک لینک و رپورتاژ اگهی بفروش برسانید .

خرید بک لینک

اگر صاحب هیچ سایت و وبلاگی هم نباشید می توانید از طریق زیر مجموعه گیری کسب درآمد مطمئن و دائمی داشته باشید.

بکوریتی اولین سیستم یکپارچه خرید بک لینک و رپورتاژ آگهی در ایران

بکوریتی در تابستان 96 پیاده سازی شد و از هفته اول مهر 1396 فعالیت خودش را آغاز کرده و با استقبال بسیاری روبرو شد و ورژن 5 سیستم در حال حاضر فعال می باشد .
تهیه بک لینک قوانین خاص خودش را دارد و عملا نمی توانید این قوانین گوگل را رعایت کنید و بکوریتی تنها سایت در ایران می باشد که این مشکل سئو را به طور کامل پیش بینی و رفع کرده است و شما بواسط پنل بکوریتی می توانید به بهترین شکل ممکن بک لینک تهیه کنید .

سیستم قدرتمند فروش و خرید رپورتاژ آگهی ( Reporting )

خرید رپورتاژ آگهی خبری در کنار بک لینک ها مکملی قوی برای سئو محسوب می شود و در پنل بکوریتی می توانید رپورتاژ آگهی دائمی و فالوو را از بین 100 ها سایت انتخاب و آنلاین سفارش رپورتاژ را ثبت کنید .

پنل قدرتمند بکوریتی برای خرید رپورتاژ آگهی ، تمام نیاز های شما به رپرتاژ دائمی را برطرف کرده است و براحتی می توانید از بین سایت های مرتبط با موضوع فعالیت خودتان ، رپرتاژ آگهی دائمی خریداری کنید.

خرید بک لینک

سفارش افزایش اتوریتی

اتوریتی امتیازی بین 0 تا 100 می باشد و هرچقدر بیشتر باشد نشان دهنده قدرت سایت از نظر سایت منبع یعنی moz می باشد  و  این روش تهیه بک لینک ، برای افزایش اتوریتی وب سایت شما کاربرد بسیاری دارد .

افزایش ورودی گوگل

افزایش ورودی گوگل تا 200 برابر ( 20000% ) ( google input toots ) با روش backority.ir تجربه کنید و در نتایج گوگل به شکل واقعی و طبیعی در صفحه اول گوگل باشید و در این آموزش به این موضوع پرداخته شده است .

بررسی جایگاه کلمه و رتبه سایت در گوگل

اگر از سیستم بکوریتی "بک لینک" خریداری کنید ، سیستم بکوریتی "رایگان" و اتوماتیک جایگاه کلمات کلیدی سایت شما را در google ، تا قبل از منقضی شدن بک لینک بررسی و در نمودار نمایش می دهد .

نویسنده نویسنده : تاریخ : تاریخ
رمان حکایت جنس دل (فصل سوم)


بعد خداحافظي از تهمينه باسام رفتيم تو خونه
روناك - سلام اهل خونه خوب هستين
مامانم - سلام چه خبرته تو دوباره خونه رو گذاشتي رو سرت
روناك - مامان تو يه چند روزي هس كه بداخلاق شدي يا
مامانم- من بداخلاق نيستم حالا نهار هم آماده ست بيايد
سام - سلام مامان گرام خوبي
مامانم- سلام
من و سام هر كدوم رفتيم اتاق خودمون كه لباس هامون روعوض كنيم بعد از تعويض لباس هامون اومديم رفتيم آشپزخونه ..
دديم مامانم غذا روآماده كرده اما هنوز چهرش توهمه هرچي باخودم فك مكيردم علتش رو پيدا نميكردم
بعد از خوردن غذا بلند شدم بعد از كمك به مامانم رفتم اتاق ام حوصله نداشتم ولي كارهام مونده بود رفتم و شروع به انجام بقيه كارهاي پايان نامه كردم داشتم كارهامو انجام ميدادم كه يه هو صداي زنگ گوشي ام داره بلند ميشه گوشي ام روبرداشتم ديدم تهمينه است
روناك- سلام خوبي
تهمينه- هي چه خوبي روناك اعصابم خورده
روناك - حال منم بهتر از تو نيس
تهمينه- مثلا رفتم دارم باهاشون صحبت كنم اصلا توجه نمكنن همش ميگن از اول قبول نميكردي بهتر بود چرا قبول كردي ؟ اگه ما ميدونستيم نميذاشتيم بري روناك دارم از دستشون ديونه ميشم
روناك - دركت ميكنم يه چندروزي هم مامانم باهام سرسنگين شده نميدونم چرا اصلا يه جوري شده
تهمينه- بامنم هم يه جور يرفتار مكينن نميدونم درام بهم توجه ميكنن يا ...
روناك - يه پيشنهاد
تهمينه-چه پيشنهادي ؟
روناك - بيا پيشم باهم كارهاي پايان نامه روانجام بديم خيلي عقب هستيم
تهمينه- باشه تا چند دقيقه ديگه اومدم فعلا خداحافظ
روناك- خداحافظ تا بعد
داشتم كارهامو انجام ميدادم كه يه هودر اتاق ام باز شد سرم رو گرفتم بالا كه ديديم سام ايستاده دم در
روناك - كاري داري ؟
سام - آره بيام
روناك - بيا
سام - اومدم باهات حرف بزنم
روناك - چه حرفي
سام-يه چند وقتي كه يه جوري شدي روناك خيلي تو خودتي ديگه مثل قبل شيطوني نميكني درسته مامان مخالفه رفتارش هم همينه رو نشون ميده تو كه قوي بودي تو كه باسخت تر ازين شرايط هم كنار اومدي پس چرااين قدر زود جا زدي
روناك- خوب معلوم نيس مامان داره بهم توجه مكينه يا داره بهانه الكي ميگره
سام- معلومه كه داره بهت توجه ميكنه رفتارش هاشو نميبيني نگرانته توكه ميشناسيش ديگه چرا غم برك زدي
نميدنم چم بود فقط احساس كردم تو بغل سام ام اون داره بامنو آروم ميكنه ....
سام - آبجي خوشگلم گريه ندراه كه گلم ... گريه نكن باشه
اشك هامو با دستم پاك كردم و از بغل سام اومدم بيرون
سام- ديگه نبينم گريه كني ها باشه قول بده تحت هيچ شرايطي گريه نمكني
روناك - باشه قول
سام بعد از آروم كردن من رفت وبعداز چند دقيقه اي صداي زنگ در اومد بلند شدم رفتم در رو باز كردم
تهمينه بود
تهمينه- سلام خوبي
روناك - سلام بيا تو
با تهمينه اومديم تو كه
مامانم - سلام دخترم
تهمينه-سلام ببخشيد متوجه نشدم
مامانم - خواهش ميكنم دخترم خوش اومدي
باتهمينه داشتيم ميرفتيم از پله ها بالا كه .

در حال بالا رفتن از پله ها بوديم كه يه هو باصداي سام برگشتيم سمتش
سام- سلام خانوم ها خوب هستين
تهمينه- سلام ممنون بببخشيد حواسم نبود
سام - خواهش ميكنم
بعد با تهمينه رفتيم اتاق من كه بقيه كارها رو انجام بديم
روناك - بيا تهمينه من تاد اينجا نوشتم ببين خوبه
تهمينه- ببينم .
روناك - بيا اينجاست ببين خودت راستي اگه تغييري هم لازمه بگو ايجادش كنيم
تهمينه- خوب خوبه فقط يه كم متنش رو اضافه كنيم خوبه
باهم نشستيم به انجام كارهامون كه ديگه تقريبا تموم شد
روناك - ميگم تهمينه فردا يه سر بعد تمرين بريم دانشگاه كه پايان نامه رونشون استاد رزاقي بديم راستي تهمينه تمرين فردا رو چيكار كنيم فك كن اجرا اصلي تو بهزيستي هست اگه بفهمن
تهمينه- بهشون ميگيم
روناك - اون وقت اونا هم گذاشتن ما بريم
تهمينه- خوب بهشون ميگيم مگه قرار نيس اجرا صبح باشه
روناك - خوب
تهمينه - خوب ما بهشون ميگيم اجرا اصلي هس بيان بدون اين كه كلامي حرفي از آدرس بزنيم كارت دعوت ها رو هم لحظه آخر بهشون ميديم
روناك - موافقم
باهم كلي حرف زديم از اين كه كنار تهمينه بودم يه احساس خاصي داشتم
هر وقت پيش هم بوديم آرامش خاصي بهم مي داد
تهمينه- روناك از اين كه پيش هم هستم خوشحالم اگه تو نبود يمن چي كار ميكردم
روناك - منم همين طور
باهم يه چند دقيقه اي رو حرف زديم كلي گريه كرديم علت گربيه روهم نميدونستيم اخه واقعا جاي تعجب داشت چون هر وقت من و اون پيش هم بوديم اين قدرمسخره بازي در مي آورديم كه ...

بعد از كلي حرف تهمينه بلند شد ورفت بعد از خداحافظي كردن اومدم رفتم اتاقم وبعد از مرتب كردن اتاق ام رفتم سراغ آهنگ گوش كردن هميشه وقتي دلم ميگرفت يه اهنگ شاد ميذاشتم وگوش ميگرد از نارحتي خوشم نميامد
درد و بلات غصه ها ت به جونم
نزار بيشتر از اين چشم به رات بمونم
درد بلات غصه هات به جونم نزار بيشتر از اين چشم به رات بمونم
مجونم مجنونم
عاشقونه ميخونم
مجنونم مجنونم

بي تو من نميتونم
بزار دسته ا تو تو دست ام
تا يه ذره ارو بشم
ليلي من باش تا مثل مجنون بشم
همين جور در حال گوش كردن به اهنگ بودم كه
مامانم صدام كرد رفتم پايين
روناك - بله مامان
مامانم - بيا شام آماده ست
شام رو خوردم وبعداز اون با سام كلي زديم تو سركله هم و بعد من چون فردا اجرا داشتم رفتم بخوابم
وقتي از خواب بيدار شدم دير شده بود مجبور شدم هر چه زودتر خودموبرسونم از طرفي هم تهمينه منتظر ام بود سريع حاضر شدم و بدون صبحونه رفتم بيرون
باتهمينه رفتيم سمت خيابون ماشين بگيريم كه يه هو ..

يه هو يه ماشين جلوي پامون نگه داشت مات و مبهوت مونده بوديم كه يه هو صداش شو كه شنيدم اولش مغزم آنتن ندادولي يه چند ثانيه بعد آنتش وصل شد سرم رو گرفتم بالا كه ديدم سام تو ماشينه
روناك - سام داداشي تو فك كنم قصد داري ما رو سكته بدي نه
سام- به هر حال ديگه هرسري كه ميام نقشه ام رو اجرا كنم متاسفانه نميشه
تهمينه- واقعا بابت نيتي كه داريد كمال تشكررودارم
سام- خواهش ميكنم كاري كه از دستمون بر مياد
روناك -بله كاملا مشخصه كه ..
سام- خوب روناك چرا اين جور نگاه ميكني مگه ديرتن نشده بيايد سوار شيد ديگه
باتهمينه سوار ماشين شديم و سام هم ما رو سريع رسوند يه آمفي تائتر
نزديك كه شديم سريع از ماشين پياده شديم و رفتيم از پله ها بالا
خدار و شكر كسي نبود سريع رفتيم تو سالن منتظ ايستاديم كه بچه ها هم بيان بعد ازكمي ايستادن بچه ها تك تك اومدن
بعد از اينكه همه جمع شديم آخرين تمرين رو اجرا كرديم..
خانوم قياسي هم ايرادها رو به بچه ها ميگفت و همه تا آخر تمرين تونسته بودن كه ايرادهاشون رو رفع كنن كه
خانوم قياسي- بچه ها يه لحظه به من گوش كنيد
همه دست از كار كشيديم و منتظر شديم ببينيم كه خانوم قياسي چي ميگه
خانوم قياسي - راستي بچه ها اجرا تائتر ما تو يكي از پروشگا هاي كه بهزيستي گفته اجرا ميشه فقط قبل از اجرا يه پيشنهاد دارم مگيم بريم از نزديك بچه ها رو ببينيم و باهاشون آشنا بشيم
همه يه لحظه شوكه شده بودن كه آخر سرهم همه موافقت كردم كه فردا بريم ديدن بچه ها
تهمينه- ميگم روناك حالا ما چي كار كنيم
روناك - اونو بزار به عهده من
بعد از تموم شدن تمرين و حرف هاي خانوم قياسي همه رفتيم حاضرشديم كه بريم خونه منو تهمينه هم داشتيم از در خروجي ميرفتيم بيرون كه بريم خونه كه يه هو يكي صداشون ميزنه
خانوم ها بايستيد يه لحظه
برگشتيم ديدم يكي از مسئول هاي آمفي تائتربود
روناك - بله كاري داشتين ؟
بله اين كارت دعوت شماست براي اجراتون
تهينه- ممنون دسستون درد نكنه
روناك - ازش كارتها رو گرفتم وتشكر كردم
با تهمينه داشتيم ميرفتيم به سمت خونه كه يه هو تهمينه گفت

تهمينه- مگيم بيا فردا روبهشون نگيم
روناك - من به سام ميگم
تهمينه- باشه تو به سام بگو
باهم به سمت خونه رفتيم كه تهمينه گفت
تهمينه- بيا بريم خونه ما بعد ميايي خونتون
روناك باشه ،زنگ در رو زدم و به مامانم گفتم
روناك - سلام مامان
مامانم- سلام دخترم بيا تو
روناك - نه مامان من دارم ميرم پيش تهمينه
مامانم - باشه
با تهمينه رفتيم خونشون در زديم ومامانش با خشرويي ازم استقبال كرد وبعد با تهمينه ر فتيم اتاقش و بعد زا كلي مسخره بازي در اوردن نزديك ساعت 6 بود كه خداحافظي كردم ورفتم خونه ..
رفتم اتاق ام و لباس هامو عوض كردو و بعد رفتم پايين از پله ها رفتم پايين كه ديديم سام تو پذيييراييه داره يه چيز ميخونه ..
رفتم اول تو آشپزخونه مامانم بود داشت غذا ميذاشت
روناك- سلام مامان گلم ..
مامانم - سلام دخترم خوبي قشنگم
روناك - خوبم راستي مامان ما فردا براي ديدن سالن ميريم
مامانم - باشه،فقط مطمئني براي ديدن دراي ميري
روناك - تو دلم گفتم :فك كنم فهميد خدا يا منو ببخش اگه بفهمه
كه باسنگيني نگاهش به خودم اومدم
مامانم- كجاي تو
روناك - هيچي مامان من برم پيش سام رفتم تو پذييرايي ديدم نشسته داره كارهاي مربوط به اداره شو انجام ميده
روناك -سيلام به داداش خودم
سام - سلام آبجي خودم چي شده امروز يه جوري شدي ؟
روناك - من ،كي گفته يه چيز بگم
سام - بگو ميشنوم
روناك - سام فردا ميخوايم بريم ازجاي كه اجرا داريم ديدن كنيم
سام - خوب كجا هست
روناك - يه كم آرومتر مامان ميشنوه
سام - چي بهش گفتي ؟
روناك - فردا داريم ميريم از پروشگاه كه توش قراره اجرا داشته باشيم بريم ديدن كنيم از ترس اينكه مامان بهم گير نده مجبورشدم بگم درايم ميريم ديدن جاي كه توش اجرا داريم فقط همين
سام - باشه من بهش حرفي نميزنم
روناك - ميسي داداشي
بعد از خوردن شام رفتم اتاق ام بخوابم كه فردا زود بلند شم اما نميدونم چرا همش دلم شو رميزد
صبح كه از خواب بلند شدم وحاضر شدم كه باتهمينه بريم بعد از يه دقيقه تهمينه اومد و باهم رفتيم ولي همش دلم شور ميزد و سعي ميكردم خونسرد باشم
با تاكسي رفتيم سمت آمفي تائتر و بعد از كمي معطل شدن بچه هاهمشون اومدن وبا خانوم قياسي به سمت پروشگاه راه افتاديم ولي نميدونم چرا همش دلم شورميزد دست خودم نبود نزديك پروشگاه شديم و بعد از كمي معطل شدن رفتيم داخل و از بچه ها روديديم همشون از خوشحالي ذوق كرده بودن لبخند هاشون و شادي هاشون ا ز صد تا هديه برامون بارزش تر بوددر حال بازي و صحبت با بچه ها بوديم كه ...

منو تهمينه داشتيم با دونا از بچه ها حرف ميزديم و باهاشون بازي ميكرديم كه يه هو متوجه نگاه هاي سنگين يه نفر شديم بهم يه نگاهي كرديم و سرمون تا اورديم بالا ديدم يه پرستار با يه قيافه توهم رفته داره ما رو نگاه ميكنه اولش يه كم باتعجب بهش نگاه كرديم ولي هرچقدر كه بيشتر دقت ميكرديم ميديدم نگاهش حالت عادي نداره يعني با نگاهش داره يه چيز رو پنهمون ميكنه
روناك- تهمينه اين چرا اينجوري به ما نگاه ميكنه
تهمينه- نميدونم منم منونم
روناك - يه نگاه به من بندازببين لباسم مرتبه
تهمينه- بزار ببينم ،نه مشكلي ندراي
روناك - من ازصبح دلشوره داشتم پس بگو برا چي بود اين نگاهش معني دار بود
تهمينه- بيخيال توهم هنوز كه اتفاقي نيوفتاده الكي خودتو نگران نكن
روناك - باشه
در همين حال بوديم كه يه هو يكي از بچه ها كه درحال وررفتن با مانتو م بود گفت :خاله خاله .. كجايي ديه باما بازي نميكنيد
روناك- جرا قربونت برم خاله چرا بازي نميكنم ،راستي تو اسمت چيه ؟
بچه - با كمي من من گفت من گلرخ ام
روناك - چه اسم قشنگي دراي خاله
گلرخ- ممنون خاله شما ميخوايدبيايد اينجا براي اجرا نمايش
روناك بله خاله
تهمينه- رو كرد به بچه اي كه بق كرده بود و داشت نگاش ميكرد گفت :چي شده خاله چرا نارحتي،راستي اسمت چيه ؟
بچه- با همون قيافه توهم رفته اش كه خيلي بامزه شده بود گفت :خو من ترانه هستم
تميهنه- چقدر اسمت قشنگه خاله
ترانه- ممنون خاله - راستي شما دوباره نميايد پيش ما
تهمينه- معلومه كه مييايم خاله
گلرخ - توهم مياي خاله
روناك - آره چرا كه نه
گلرخ - واييييي خيلي ممنون خيلي خوب ميشه
روناك-- آره خاله
تهمينه-بچه ها ا ما الان وقته رفتنمونه دوباره ميايم بهتون سر ميزنيم
ترانه- قول دادي ها بياي به ما سر بزني باشه
روناك - باشه حتما پس تا بد
بابچه ها خداحافظي كرديم وداشتيم از سالن خارج ميشديم كه ....

داشتيم از رد بيرون ميرفتيم كه يه هو همون پرستاره يه هو روبه رومون قرار گرفت تهمينه كه كنارم بود با يه صدايي آروم گفت :
تهمينه- روناك اين چرا اينجوريه من اين رو ميبينم دلم شور ميزنه نگاهش معني دراه
روناك - منم همين حس رو دارم ازصبح تا الان همش دلم شور ميزنه
توهمين حرف ها بوديم كه يه هو پرستار اومد نزديك مون و گفت
پرستار- سلام بچه ها خوب هستين شما زا گروه تائتر اومدين اينجا
روناك - بله براي اجرا نمايش اومديم
پرستار- من رحماني هستم از پرسنل قديمي اينجا ام قيافه هاي شما برام خيلي اشناست ولي نميدونم كجا ديدمتون
تهمينه- شايد اومدين تائتر ما روديدن
خانوم رحماني - نه من كه وقت نميكنم بيام تائتر نميدونم ولي از اون موقعي كه ديدمتون قيافه هاتون برام آشنا اومد
روناك - نميدونم شايد جاي ديدن يادتون نيس
خانوم رحماني - نميدونم شايد فعلا بچه ها من روز نمايش ميبنمتون
ازش خداحافظي كرديم و باهم از در رفتيم بيرون
جفتمون توفك بوديم از حرف هاي اون خانومه حسابي شوكه شده بوديم كه يه هو سكوت مون شكست
تهينه- روناك اون خانومه كه ما رو تو تائتر نديده پس منظورش از اين حرف ها چي بود ما هم كه غيرازدانشگاه و تائتر جاي نميريم
روناك - نميدونم چرا اين حرف ها رو به ما زد من كه اصلا سر در نميارم
تهمينه- من ميگم نكنه ..
روناك - برو بابا اين فكرا چيه ميكني (حلا دل تو دلم نبود ها )ولي به روي خودم نمياوردم
تهمينه- ميگم بيا بريم يه جاي خونه نريم حوصله خونه روندارم
روناك - موافقم باهات بريم جاي هميشگي مون
تهمينه- موافقم بريم
با تهمينه رفتيم تو يه جاي سرسبز تو يه بلندي بود چون دنج بود منو تهمينه يه وقت هاي ميا ميديم اينجا ...
سوار تاكسي شديم و رفتيم به همون جاي هميشگي مون رسيديم و كرايه رو حساب كرديم و بعد رفتيم هومن جاي دنج نشستيم كه
تهمينه- ميگم روناك منظور حرف هاي اون زنه چي بود
روناك - منظورش هرچي كه بود فقط ميخواست ما رو ببره تو فكر اونم چه فكري
تهمينه- روناك گوشيت دراه زنگ ميخوره
روناك - ااا حواسم نبود ، نگاه كردم دديم ازخونه ست جواب دادم مامانم بود
روناك - سلام مامان
مامانم- سلام كجاي تو دختر ؟
روناك - هيچي با تهمينه اومديم يه كم هوا خوري
مامانم- خيله خوب زود پاشو بيا خونه
روناك - مامان ميام
مامانم- بهت ميگم زود بيا
روناك باشه ، بعد از قطع گوشي من گوشي تهمينه زنگ خورد
تتهمينه- واي مامانمه
روناك- جواب بده
تهمينه- سلام مامانم
مامانم - كجاي تهمينه
تهمينه- مامان من با روناك اومديم هواخوري
مامانم - هرجا هستي زود بيا خونه
تهمينه- آخه مامانم ما
مامان- زود بيا آخه ندراه
تهمينه- باشه
روناك - اينا چرا اينجوري بودن مشكوك ميزنن
تهمينه- يعني فهميدن ما رفتيم پرورشگاه
روناك - نميدونم ولي احساسم بهم ميگه كه يه اتفاقي داره ميافته
تهمينه- خدا به خير كنه منم از صبح تا الان دل تو دلم نيس
روناك - منم همين طور حالا پاشو بريم خونه كه .....

تهمينه- باشه بريم تا ديگه چيزي بهمون نگفتن
با تهمينه بلند شديم و رفتيم به سمت خونه تو راه همش فكرمون پيش اون خانومه بود كه منظورش از اون حرف چي بود
روناك - تهمينه دلم گرفته از خودم از همه چي نميدونم چرا
تهمينه - منم همين طور
روناك - بيا باهم يه شعر بخونيم
تهمينه- وسط خيابون
روناك - ما كه هوز از جاي هميشگيمون زياد دور نشديم بيا بريم اونجا
تهمينه- اونا رو چي كار كنيم
روناك - بيا ديگه يه كاريش ميكنيم
باهم رفتيم زير سايه يه درخت نشستيم و شروع به خودن يه آهنگي كه جفتمون دوسش داشتيم كرديم
دلم بشكنه حرفي نيست
حقيقت رو ازت ميخوام
بهم راحت بگو
حالا كه سرده روياهام
نميدونم كجا بود كه
دلت رو دادي دست اون
خودت خورشيد شدي بي من
منم دلتنگي بارون

يه بار فكر منم كن كه
دلم داغونه داغونه
تو ميري عاقبت با اون كه
دستام خالي مي مونه
دلم بشكنه حرفي نيست
فقط كاش لايقت باشه
ميرم از قلبت تو بيرون ..

همين جور كه داشتيم ميخونديم كه يه هو ديدم يكي ايستاده داره بربر و بربر ما رو نگاه ميكنه سرمون رو آورديم بالا ديديم يكي از اون باغبون ها ايستاده داره ما رو تماشا ميكنه
روناك - ببخشيد كاري داشتيد
باغبون- هيچي اومدم ببينم صدا داره از كجا مياد ديدم كه شما نشستين زدين زير آواز
تهينه- ببخشيد حواسمون نبود
باغبون- اشكالي نداره دخترم بددرديه
با هم نگاه كرديم از حرفش تعجب كرده بوديم ولي منظورش رو فهميديم
كه
تهمينه- باز هم ببخشيد
باغبون - خواهش ميكنم من رفتم
بعد با تهمينه زديم زيرخنده وبعد به سمت خونه رفتيم با يه تاكسي تايه مسيري رو رفتيم وبعد با اتوبوس بقيه راه رو رفتيم و رسيد يم خونه كه

نزديك خونه شديم كه من گفتم : روناك - تهمينه خدا به خيركنه فقط نفهميده باشن كه ما كجا رفتيم
تهمينه- خدا كنه ،ولي هيچي بروز نده
روناك باشه ،پس فعلا باي
تهمينه- خداحافظ
از هم جدا شديم ورفتيم خونه در رو با كليد باز كردم و رفتم تو چند تا قدم مونده بود كه به در برسم كه يه هو در باز شد و سرم ور آوردم بالا كه مامانم روديدم كه باچهره توهم رفته دراه منو نگاه ميكنه كه يه هو مامانم گفت
مامانم - تا حالا كجا بودي روناك جديدايا هم ياد گرفتي نمگي كجا ميري ؟
روناك - خو من با بچه هاي گروه رفته بوديم بيرون از سالني كه توش اجرا درايم ديدن كنيم بعدش هم من باتهمينه رفته بودم بيرون
مامانم- نگفته بودي رفته بودي پرورشگاه ...
روناك - هنگ كرده بودم ازكجا فهميده بود .. خو مامان اگه بهت ميگفتم ميخواستي مخالفت كني و نزاري من برم
مامانم - اولا اگه بهم ميگفتي كجا ميخوايبري قضيه فرق ميكرد نه اينكه از ام پنهون كني تازه تهمينه هم نگفته بود رفته بي چاره مامانش
روناك - خوب ببخشيد
مامانم - ازت توقع نداشتم روناك
روناك - خوب مامان من ترسيدم تو نزاري من برم و بعد كل گروه از هم ميپاشيدخوب بازم هم ببخشيد ديگه ماماني
مامانم - خيله خوب خودتو لوس نكن برو
روناك - ميسي مامان خوشگلم (تو دلم ميگفتم تا من باشم ديگه به سام حرف نزنم ...)تو هين عالم ها سير ميكردم كه يه هو ...

تو همين يه عالم ديگه سير ميكردم كه يه هو دستي منو به سمت خودش كشوند يه لحظه از ترس خشك ام زده بود كه تا نگا ه ام افتاد بهش ديدم سام بود
روناك - ديونه سكته كردم از ترس خيلي خولي
سام - هيس يه دقيقه اگه عرايضت تموم شده توقف كن ببين چي ميگم بهت
ميگم
روناك - خو بگو ديگه
سام - من به مامان حرفي نزدم اون خودش فهميد فك كنم صحبت هاي منو باتو فهميده بود چون از من هم داشت صبحي سوال ميكرد كه منم چيزي بهش نگفتم
روناك -باشه اگه كاري نداري من برم
سام - روناك امروز چيزي شده چرا ناراحتي
روناك - نه من ناراحت نيستم
سام - تو كه راس ميگي ،باشه هر جوركه راحتي
روناك - سام ، نارحت نشو حوصله ندارم
سام - باشه
همين ور گفت ديگه منتظر نشدم سريع رفتم اتاق ام يه گوشه نشستم و رفتم تو فكر اون حرف هايي كه اون زنه بهم گفته بودخواستم بي خيال بشم
ولي هر كاري مي كردم رفتارهاي مامانم باهم تطبيق نداشت نمي دونستم چي كار كنم از شدت نارحتي زدم زير آواز

گريه كن گريه قشنگه
گريه سهم دل تنگه
مرهم اين راه دوره
سر بده آواز هق هق خالي كن دلي كه تنگه
گريه كن گريه قشنگه
بزار پروانه احساس دلتو بغل بگيره
بغض كهنه رو رها كن
تا دلت نفس بگيره
نكنه تنها بموني دل به غصه ها بدوزي
تو نشستي مثل ستاره
تو دل شبهاي بموني
گريه كن گريه قشنگه
همين جور كه درحال خوندن آهنگ بودم قطرهاي اشك از صورتم ميامد اشك هامو پاك كردم و يه نفس عميق كشيدم و سعي كردم آروم باشم ..
يه هو يادم افتاد كه يه سري آلبوم عكس دارم كه مامانم اونا رو قايم كرده بود تو زيرزمين حياط همش يه حسي بهم مگيفت برم اونجا ولي در اونجا قفل بود
تو همين افكار بودم كه ...

 


برچسب ها: رمان | مرجع رمان | عاشقانه | جدید - 81- رمان حکایت جنس دل , رمـــــان هـایـــ عـاشـقــــانـــــه , رمـــــان هـایـــ عـاشـقــــانـــــه - 5- رمان مسافر عشق , دوسـ ـتـداران رمـان , رمان،رمان خانه،دانلود رمان 93 برای موبایل و کامپیوتر،خواندن آنلاین رمان , دنیای رمان - رمان تمنای دل , رمــــــان زیبــا , رمان ...... رمان ...... رمان - Blogfa ,
نویسنده نویسنده : تاریخ : 1393/03/31 تاریخ
کد :58705

تمام حقوق اين وب سايت و مطالب آن متعلق به http://novel.parspa.com/ مي باشد

خرید : بک لینک
میزبانی شده توسط : همکاری در فروش پارس پا