تاریخ امروز
محصولات خیلی جالب دختروپسر
تبلیغ شما با Authority 40
موضوعات
محبوب ترین مطالب
جدید ترین مطالب


خرید بک لینک می تواند جایگاه وبسایت شما را در نتایج گوگل به رتبه 1 گوگل ارتقا دهد و بک لینک های قوی و ایرانی و با کیفیت موجود در سیستم تمام اتوماتیک بکوریتی نیاز شما به لینک سازی را کاملا رفع می کند . پس از بررسی و انتخاب بهترین ها ، می توانید فرم خرید بک لینک سئو را تکمیل کنید !. 
بکوریتی

کسب در آمد از فروش بک لینک و فروش رپورتاژ آگهی

فروش بک لینک از خدمات بکوریتی هست و درواقع شما می توانید از راه فروش بک لینک کسب درآمد کنید.

به کمک بکوریتی می توانید از راه خرید و فروش بک لینک و خرید رپورتاژ آگهی درآمد داشته باشید و تنها با ثبت سایت خودتان ماهانه 10 ها بک لینک و رپورتاژ اگهی بفروش برسانید .

خرید بک لینک

اگر صاحب هیچ سایت و وبلاگی هم نباشید می توانید از طریق زیر مجموعه گیری کسب درآمد مطمئن و دائمی داشته باشید.

بکوریتی اولین سیستم یکپارچه خرید بک لینک و رپورتاژ آگهی در ایران

بکوریتی در تابستان 96 پیاده سازی شد و از هفته اول مهر 1396 فعالیت خودش را آغاز کرده و با استقبال بسیاری روبرو شد و ورژن 5 سیستم در حال حاضر فعال می باشد .
تهیه بک لینک قوانین خاص خودش را دارد و عملا نمی توانید این قوانین گوگل را رعایت کنید و بکوریتی تنها سایت در ایران می باشد که این مشکل سئو را به طور کامل پیش بینی و رفع کرده است و شما بواسط پنل بکوریتی می توانید به بهترین شکل ممکن بک لینک تهیه کنید .

سیستم قدرتمند فروش و خرید رپورتاژ آگهی ( Reporting )

خرید رپورتاژ آگهی خبری در کنار بک لینک ها مکملی قوی برای سئو محسوب می شود و در پنل بکوریتی می توانید رپورتاژ آگهی دائمی و فالوو را از بین 100 ها سایت انتخاب و آنلاین سفارش رپورتاژ را ثبت کنید .

پنل قدرتمند بکوریتی برای خرید رپورتاژ آگهی ، تمام نیاز های شما به رپرتاژ دائمی را برطرف کرده است و براحتی می توانید از بین سایت های مرتبط با موضوع فعالیت خودتان ، رپرتاژ آگهی دائمی خریداری کنید.

خرید بک لینک

سفارش افزایش اتوریتی

اتوریتی امتیازی بین 0 تا 100 می باشد و هرچقدر بیشتر باشد نشان دهنده قدرت سایت از نظر سایت منبع یعنی moz می باشد  و  این روش تهیه بک لینک ، برای افزایش اتوریتی وب سایت شما کاربرد بسیاری دارد .

افزایش ورودی گوگل

افزایش ورودی گوگل تا 200 برابر ( 20000% ) ( google input toots ) با روش backority.ir تجربه کنید و در نتایج گوگل به شکل واقعی و طبیعی در صفحه اول گوگل باشید و در این آموزش به این موضوع پرداخته شده است .

بررسی جایگاه کلمه و رتبه سایت در گوگل

اگر از سیستم بکوریتی "بک لینک" خریداری کنید ، سیستم بکوریتی "رایگان" و اتوماتیک جایگاه کلمات کلیدی سایت شما را در google ، تا قبل از منقضی شدن بک لینک بررسی و در نمودار نمایش می دهد .

نویسنده نویسنده : تاریخ : تاریخ
رمان شیطنت عشق (فصل اول)



-بهرادباتوام هااااااا -جانم مادربگومیشنوم -بروپایین بابات کارت داره -واااااامامان ازمن بدترشدی بابا باپایین من چیکا داره -بهرادمسخره بازی درنیاربلندشوبرو -مامان گلی بیادستموبگیربرم ببینم بابا با پایین من چیکاداره -بهرادازدست تو اصلامن میرم حوصله مسخره بازی هاتو ندارم بالبخندبه هیکل تپل وبامزه مامان نگاه کردموگفتم -باشه حالاقهرنکن گل گرون شده -گل پسر بیابریم -مامان توبروگل پسرت میاد مامان باخنده رفت بیرون رفتم جلواینه:خوووووووخوشکل بهرادبروپایین ببین کچلی باهات چیکاداره بادست یکم موهاموبالاپایین کردم ایول به بهراددخترکش(هه بهرادم مثل من اعتماد به نفس کاذب داره شومابه بزرگواریتون ببخشیدش جوونه) ازپله ها داشتم میرفتم پایین که صدای باباروشنیدم -خانوم من میخوام این امرصورت بگیره(اه چقدکتابی حرف میزنی) -محسن توروخدا بهش فشارنیار -اهم اهم سلام بر پدرو مادرگرام بحثتون سرفشاربود داشتیدمیگفتید مامان لبشوگازگرفتوگفت:بهراد دوباره شروع نکن -باباوقتی مامان اذیت میشه چرابهش فشارمیاری؟ -پدرسوخته بشین سرجات(اوه اوه دوباره ازاین کلمه استفاده کردیعنی حرف نباشه بهرادزرتوپرت موقوف بتمرگ سرجات) -اِ اِ اِ بابانگوووتوکی سوختی که ماخبرنداریم ما جیز غالتیم اق محسن به مامان نگاه کردم تابفهمم چه خبره مامان که بهزورجلوخندشوگرفته بود یه چشم غره بهم رفت که یعنی زیپ دهنتوببند واااااا چرااینجوری میکنن خوووویه دفعه جاشام منوبخورن دیگه نشستم رومبلوگفتم:بابا باپایین من چیکاردارید؟ این دفعه مامان نتونست جلوخندشوبگیره شروع کردبه خندیدن بابا با تعجب گفت:چی؟؟؟؟؟؟ مامان با خنده بلندشدوگفت:محسن توحرفتوبزن میدونی این تاصبحم که شده مسخره بازی درمیاره -وااااااا مامان دستتون دردنکنه پاتونم دردنکنه خودت گفتی بیاپایین بابا با پایینت کارداره خودمم تعجب کردم.......................................... . مامان باعصبانیت حرفموقطع کردوگفت:بسه بهراد مث بچه مظلومانشستم روبه مامان گفتم لابد الانم میگید سر رومیز(یه نوع تنبیه) مامان بانیشخند رفت طرف اشپزخونه -پسرم -جان پدرم -بهراد مسخره بازی ادا بازی موقوف میخوام دوکلوم حرف مردونه باهات بزنم -بفرماپدرجان من سرتاپا پاتاسر به گوشم -خوب پسرم میدونی میخوام بااقای جوادی شریک شم؟ -خوشا به سعادتتون من ازکوجابدونم؟خدایه نیروی علم تووجود مانذاشته اه به خشکی شانس -بهرادجدی باش -چشم ازاین جدی تر درتوان ما نی -اقای جوادی یکی ازدوستای قدیمی منه(اه چقدلفس میایی) -بلی بلی -الان ماتصمیم گرفتیم باهم شریک شیم -بسیارعالی پدرمن تصمیمتونومیپذیرم کارخوبی میکنید -لازم نیست تونظربدی کارخوبی میکنیم یا نه -اه بابا فک کردم نظرمثبت منومیخوایین -بهراد دوست دارم روابطمون محکمتروپایدارتربشه -خوووووباشه کی جلوتونوگرفته شهرداری؟ -منو مسعود یه تصمیمی گرفتیم -بابا یه سوال -بگو -این مسعودکیه مال خره؟ -بهرادچقد مسخره بازی درمیاری مسعود همون اقای جوادیه -ایییییی من فک کردم اسمش جواده -چراهمچین فکری کردی؟ -چون اسمو فامیل رابطشون نزدیکترمیشه -چه ربطی داره اخه؟ -هیچی بیخی بگذریم رد شیم نه نه وایستا جلوپاتو بپا حالا بپر آماشالله -بهراد بابا باحرص نفسشوداد بیرونو گفت:توادم نمیشی میخوام برات زن بگیرم -ایییییییی بابا سورپرایزم کردی واسه من؟یا واسه خودت کلک -واسه تو میدونی چن سالته؟ -اییییییی بابا دس رودلم نزارکه خونه شناسنامموخیلی وقته گم کردم تومیدونی من چن سالمه؟خداکنه پیرپسر نشده باشم -بهرادخفه شو خستم کردی دوساعته همه چیو بهم میبافی -بابانه جون خودم میل بافتنی هامو گم کردم مامان ازاشپزخونه اومد بیرونو گفت:بهرادبسه یه لحظه حرف نزن ببین بابات چی میگه چشمامو ریز کردمو گفتم:مامان حرفهایی بابا که مورد منکراتی نداره مامان باحنده گفت نه پسرم -فقط به خاطرمامان گلی خودم چن دقیقه میرم روسایلنت بابابدوبگو -بهراد مسعودبه دخترداره -خداحفظش کنه به ماچه؟ -دوس دارم باهاش ازدواج کنی اینطوری بایه تیردونشون میزنم هم توروسروسامون میدم هم رابطم بامسعودپایدارتره -پدرمن توبا یه نشون هزارتاتیربگیرمااگه نخوایم سروصابون بگیریم باید کیو ببینیم اه دوباره شروع نکنید -مگه دست توئه 23سال(بهرادپیرمردی ههههه)به دست خودت بودی این دفعه دیگه نمیتونی دربری باید ازدواج کنی -بابامن حاضرم اون 23سال دس شوماباشم ولی این یه موردبه عهده خودم باشه پس اوکی دیه درموردش حرف نزنید -بهراد وقتی من میگم بایدروحرفم حرف نیار تو باید با دخترمسعود ازدواج کنی ای خدا مسعود و دخترشواز کدوم دیار طلا اومدن که بابام انقد لیه لیه میزنه دوباره داشت خواستشو بهم تحمیل میکردولی اندفه کورخونده مگه خودش با دختر مسعود ازدواج کنه کچلوووو-بهراد وقتی من میگم بایدروحرفم حرف نیارتوبایدبا دخترمسعودازدواج کنی ای خدا مسعودودخترشواز کدوم دیار طلا اومدن که بابام انقد لیه لیه میزنه دوباره داشت خواستشو بهم تحمیل میکردولی اندفه کورخونده مگه خودش با دختر مسعود ازدواج کنه کچلوووو ازجام بلندشدموگفتم :منم میگم عمراباهاش ازدواج کنم. رفتم طرف اتاقم صداشومیشنیدم که هزارجوروصله ی ناجور بهم میچسبوند حرفاش واسم مهم نی نه اینکه مهم نباشه ازدرون اتیشم میده ولی من عادت کرده بودم روتختم درازکشیدم:قربون هیتلربرم اندازه بابای من ظالم نبوده ازاونجایی که یادم میادبااین کچلومشکل داشتم هیچ وقت باهم نمیساختیم اگه به خاطرمامان نبود خیلی وقت پیشاازاین خونه میرفتم درسته گذشته جالبی نداشتم توگذشتم خطاکردم ولی الان اون بهرادنیستم نبایدبه خاطرگذشته خودموسرزنش کنم بیخیال بهراد مهم نی گوشیم زنگ خوردبه گوشیم نگاه کردم میلادبودبهترین دوستم واسم مث برادر میموندگوشیموجواب دادم -جانم -سلام بهرادخوبی -مرسی توخوب باشی ماهم خوبیم -میایی امشب پیشم -ووووووااااااااااا من امشب پیش تو نوچ نوچ میلادجان اصلاازمن توقع نداشته باش تنهایی؟؟ -چراااااا؟اره تنهام -دیگه بدترتنهام هستی -اه بهراد مگه میخورمت بلندشوبیا -میلادمیگمااااااا شیطونه نیادسراغمون -مرض گمشوبیاپیشم نترس به شیطون سفارش کردم نیاد -یعنی شیطون به حرفت گوش داد میلاد باخنده گفت:توخودت یه پاشیطونی بیاکه منتظرم -باشه میام فقط مواظب شیطون باش فعلا بای -بای چیه خداحافظ -باباتکلم فارسی گوشیموقطع کردموجلدی پریدم جلواینه(اه مث دخترا)خووووووقیافه خوبه(خداروشکرنخواستی رژلب بزنی)فقط میمونه لباسا لباساموعوض کردموسوئیچ ماشینموبرداشتم ازاتاقم زدم بیرون -مامان:کجا گل پسر؟؟؟ -دارم میرم خواستگاری عروس خانوم بیقراری مامان باخنده گفت:بسه بسه روضه نخون -سلام داداش -به به پاییز خانوم کوجاشالوکلاه کردی به سلامتی اموات -اه بهراد پاییز چیه؟دارم میرم خونه خاله مهین پیش مریم درس بخونم -زنگ زدی اژانس؟ -نه -بیامن دارم میرم پیش میلاد خودم میرسونمت -باششششش بریم مامان:مواظب خودت باش پسرم -چشمممممم مامان گلی توام مواظب بابا باش مامان باخنده هولم دادو گفت:بروووووووو -بریم زمستون -بهراد اسممودرس بگو تابیام -اسمت چی بود تابستون نه نه زمستونم که نبود اهان بهارخانوم حالاتشریف فرماشوجلو صورت مامانوبوسیدمورفتم توحیاط ماشینوازتوحیاط بردم بیرونوبه بهار(نه تابستون بودهااااا)گفتم سوارشه -خوووووووووووب خانومااقایون کمربندابسته -من که کمربند ندارم بهش نگاه کردموگفتم:جیگردررفته توهمزبون دراوردی بهار شروع کرد به خندیدن وراه افتادییممممممممم ****************** -بیا پاییزخانوم چیزبهارخانوم اینم خونه خاله مهین شهین اشی مشی -خیلیییییی پرویی بهراد -شوماکلالطف داری زمستون خانوم -نمیایی بالا -نه من جام پایین راحته -برووبابادیوونه نمیایی دنبالم؟ -واااااااااا مگه من بی ناموسم بیام دنبال دخترمردم بهارباحرص درماشین نازنینموکوبید شیشه ماشینوپایین دادموگفتم:منتظرم نباش من شب پیش میلادمیمونم واسم شکلک دراوردورفت توخونه این دخترنقص ظاهری داره والا این چه وضعشه رسیدم خونه میلاد(چه زود)ماشینمو یه گوشه پارک کردموپیاده شدم رفتم طرف اپارتمان زنگوفشاردادم -کیه(اقاگرگه) -منم منم بچه مسلمون که دارم دینوایمون میلادباخنده دروبازکردوگفت:بدوبیا بالابچه مسلمون ازپله ها رفتم بالاکه دیدم میلاد دست به سینه جلودرایستاده -اقادست بوس چطوری تو گل پسر رفتم طرفشوگفتم:بده بوسوکه بی تابشم میلادباخنده گفت:لوس نشوبیاتو -پَ چی فکرکردی بیرون وایمیستم بکش کنارمهمون ردشه -توکه خودت صاحب خونه ای -اِ اِ اِ داداسورپرایزم کردی کی خونه رو زدی به اسم من؟به چه مناسبتی میلاد باخنده گفت تسلیم باباعجب زبونی داری تو(نوع زبونش چیه میلادجان) -غلام شوماست -چییییییییییییییی؟ -زبونمومیگم غلام شوماست دیگه مگه همه همینونمیگن رفتیم داخل خونه(میموندیدبحثوادامه میدادید) -ایمانوارشام تازه اومدن -مگه تونگفتی تنهایی؟؟؟؟؟؟؟ -تنهابودم این دوتاسرخرشدن یکی زدم پس گردنشوگفتم:ایییییی هوارررررربااین مردونگیت میلادپشت گردنشوخاروندوگفت:چه ربطی به مردونگی داره اخه یکی دیه زدم پس گردنشوگفتم:دِ نمیفهمی دیگه خدابیامرزه اون کسی روکه گفته عقلومردونگی به سن نی من بااینکه3سال ازت کوچیکترم بیشترازتومیفهمم -بابافیلسوف ارسطوانقدنزن منو -فدات توهم فهمیدی؟؟؟؟ چــــــــــیو؟ -این که شاگردارسطوبودمودیگه البت به کسی نگی هااااا استادارسطووقتش پره منوهم باپارتی بازی راه داده میلاد باخنده هولم داد توسالن -به به بزغاله و میکروب چطوریدشوماها؟ ایمان:سلام استادبهراد خوبی خوشی؟ -سلام بزغاله نوپابه احترام استادت وخیزگل پسرتاج سر ایمان بلندشدورفتمطرفشودستموکشید م روسروگفتم:بز شدن توروهم ببینم بزغاله رفتم طرف ارشاموباهاش دست دادمونشستم رویکی از مبلها ارشام:چه خبربهراد؟؟؟؟ -سلامتی خودم خودت خودش رهبر شوماچه خبر ایمان با خنده گفت:سلامتی تو او شما انها باخنده یکی از پرتغالهای روی میزوبرداشتموپرت کردم طرفش که توهواگرفتش گفتم:بزغاله نوپا دم بریده ساکت شو میلادباسینی چای از اشپزخونه اومدبیرون -قربون قدوبالات دیگه بایدبرات جهازجورکنم بااین حرف من ارشام پقی زدزیرخنده وگفت:راس میگه میلادتوزیادی مث دخترامنظمی ارشام:هوووووممممممممم بهراد؟؟؟؟؟ -هان ایمان:خفه شووووووارشام ارشام:چیه بزغاله جون بلاخره که میفهمه -ساکت ساکت من متعلق به همه شوماهاهستم یکی یکی حرف بزنید ببینم دردتون چیه؟ میلاد:ارشام بسه بی خیال شو ارشام:اه شماهاهم چقدبچه بازی درمیارید من نگم یاخودش میبینه یایکی دیگه بهش میگه -چه خبره من الان حسابی شاخکهای فضولیم دراز شده ایمان:لطف کن اعصابمونوبهم نریزارشام - اه اه اصلا باورم نمیشه الان دقیق 5دقیقه است شوما میخوایید یه چی بهم بگین اما نمیگین ارشام باخنده گفت:این ادم نمیشه بزابگم -ایمان میلادازگوشاتون بلندترحرف بزنید میدم هاپی همسایمون نقطه چینتونو هاپولی کنه ساکت ببینم ارشام میخوادچی بگه ارشام بدون مقدمه گفت:شیدا اومدهارشام بدون مقدمه گفت:شیدا اومده باتعجب بهش نگاه کردم دهنم سرویس شده بود ولی ظاهرموحفظکردمو گفتم:چه کمکی از دس من برمیاداومده که اومده خوش اومده فرش قرمز اماده کنم ارشام:نه گفتم وقتی تومهمونی ها دیدیش شوکه نشی -شیدا کی باشه که منوشوکه کنه -اره معلومه کسی نیست میلاد:بسه ارشام خان حالاکه گفتی ادامه نده ارشام:بزغاله بپربریم -کووجابودید حالاماتازه میخواییم شیطونو دعوت کنیم ارشام باخنده گفت من تازگی ها با شیطون قهرکردم -توراس میگی ارشاموایمان بعدخداحافظی رفتن معلوم نبود میخوان کوجابرن که انقدعجله دارن خودمورومبل ولوکردمو گفتم:میلاد نمیخوایی زن بگیری میلادباتعجب بهم نگاه کردو گفت چی شده شاگردارسطواین فکربه سرش زد دستموتوهوا تکون دادموگفتم:هیچی بیخیالش فکرم رفت پی شیدا بعد4سال اومه(به ماچه)هنوز که هنوزه اسم شیدا از زندگی من پاک نشده هنوز که هوزه زخم های که به من به زندگیم زده روحس میکنم(راه کارش چسپ زخمه بزن حس نمیکنی) -هووووووییییییی بهرادکوجایی تو؟؟؟؟ بابی حالی به میلاد نگاه کردم که مث عجل معلق بالاسرم بود(چه عجب یه باربی حال شد) واسه شام چی کوفت میفرمایی؟؟؟ -مرسی من که میل ندارم -مسخره بازی درنیاربگوچی میخوری؟؟ - اه میلاد جون حاجی سرهنگ هیچی میل ندارم -به درک که میل نداری دوباره هوایی شدی - نه اندفه زمینی شدم(منم پشت سیستم فضایی شدم) میلاد کنارم نشستوگفت داری به شیدافکرمیکنی؟؟ چشماموباعصبانیت بستموبازکردموبهش نگاه کردم چرااسم شیدا از زندگی من پاک نمیشه(ماکه نمیدونیم اللله اعلمو) - نه دارم به عمه ملوکم فکرمیکنم -خوب حالاچراعصبانی میشی؟چه خبر -سلامتی خودموخودت -بهراد یه سوال؟ هان مرگ بهراد ده سوال بپرس تعارف نکن -حالاکه شیدااومده چه حسی داری؟ -میزنم چکوپرت میکنم هاااااا حس مس چیه ولم کن بابا ازجام بلندشدمورفتم صورتمواب زدموبرگشتم روبه میلادکردموگفتم دِ چرانشستی دخترخوب چیزگل پسربلندشو یه کوفتی درست کن بخوریم -خیلیییییییییی...................(جا هاخوبواموزندشوسانشورمیکنن اه) -نه گل پسرحرفتونخورنمبتونی شام بخوری خیلی چی؟؟ -مگه نگفتی شام نمیخوری؟؟ -وااااا اینه رسم مهمون داری بلندشو من ازرو رودربایسی یه چی پروندم توچرابه خودت گرفتی هان؟؟ میلادباخنده گفت:تورودروایسی ووووووووعمرا هیچی نداریم اونوقتی میخواستم زنگ بزنم بیارن الان حسش نی نیمرو میخوری -توهرچی بیاری من میخورم گل دخترنه گل پسر میلاد دستمو کشیدوگفت:توهم بیایادبگیری فرداجلوزنت کم نیاری دستموازددستش کشیدم بیرونوگفتم:اولافردازوده ازدواج نمیکنم بعدم اوصولا من جلوزنم زیادمیارم میلادیکی زدپس کلموگفت:بلندشو رفتیم باهمکاری هم یه نیمرو درست کردیموخوردیم(چه کارسختی) پاموگذاشتم رومیزوروبه میلادکه داشت ظرفاروجمع میکرد(چه گل دختری به به)گفتم:به نظرت چراشیدابرگشته؟؟اونم بعد4سال؟؟ -لابداونجاروهم ابادکرده چه میدونم ولش باباارزش فکرکردن تورونداره قدرخودتوبدون توارزشت بالاترازشیدا یه ابرومودادم بالاوگفتم:قدرخودموبدونم؟؟� �ن که اختیاری توزندگیم ندارم میدونی امروزکچلی یه عالمه فش بارم کرد میلاد باخنده گفت:کچلی چیه؟؟اون باباته هاااااحالاچرادعوا کردید؟ باخنده گفتم:میگه بیادخترشریکموبگیر میلادگفت:مگه میخوادفرارکنه که بگیریش -گـــــــــلابی میگه باهاش مزدوج شو -تومزدوج شدن؟؟خدابه دور -خدایی اندفه گیره واسه من بایدوشایدمیاره -ایناهم میگذره دوروزدیگه یادش میره که چی گفته -خداکنه یادش بره ماهم همینومیخواییم میلاد دستشو باحوله خشک کردو گفت کجا میخوابی؟ -سوال کردن داره وامونده من روتخت توروزمین -خووووووب چه کاریه هردوتامون روتخت میخوابیم لبموگازگرفتموگفتم:من میخوام سالم ازاینجابرم میخوایی کاردستم بدی (منحرف)میلاد باخنده گفت:فیلمی به خداباش من روزمین توروتخت -میلاد بریم بیرون میلادباتعجب گفت الان؟؟ -پ ن پ بزارخورشیدخانوم چشماشوواکنه بعد -برووووو من خستم میخوام بخوابم -میلادمگه مرغ شدی تازه سرشبه پاشوپسرتنبلی نداریم میریم دریاچه مصنوعی(هرکی فهمیدکوجاست به من بگه ها ها ها) الان ملت اومدن واسه ورزش میلاد دهنشوکج کردوگفت:نه اینکه توهم واسه ورزش میری -نه برادرمن مابابقیه فرق فوکولیم ماواسه نرمش میریم - نه برادر من مابابقیه فرق فوکولیم ماواسه نرمش میریم هان........هون.......هین میگم بلندشو میلادباخنده گفت:بازازاین زبون عجیبو غریبت استفاده کردی؟واستااماده شم میام -هووووووییییی بازمثل دخترمش رجب به خودت ماتیکو بتونه(همون پنکیک شوماها)نمالی هاااااا زودتندسریع اماده شو -غرنزن بابا الان میام سوت زنان رفتم طرف ایینه ای که توسالن بودبراندازکردم قربون مامانم برم چه پسری زاییده -اهم اهم ببخشیدمزاحم قربون صدقه هاتون شدم برگشتموبه میلادنگاه کردم بازم مث همیشه سنگین لباس پوشیده بود -خووووووووشششششش ششتییییییپپپپپپ دادا چه کردی میلادباخنده گفت گمشو بریم******************** توپارک هواخیلی سرد بود ولی بازم مث همیشه ملت برای خودنمایی اومده بودن یه دختر چاقوتپل داشت داشت میمومد منومیلادروصندلی نشسته بودیم روبه میلادکردمو گفتم:حالشومیگیرم میلادبااخم گفت:واسه مسخره بازی اومدی دهنموکج کردموگفتم:نه واسه پاستوریزه بازی اومدیم دختره داشت بهم نزدیک میشدازروصندلی پریدم جلوشودستاموازهم بازکردموگفتم:اهان اهان ساسی مانکن پروداکشن دختره ایستادو نفس زنان گفت:ایشششششش بی جنبه بعدهم بدوبدو رفت پشت سرش دادزدم فدایی داری اونم شهرداریه که احتیاج مبرم به بشکه داره زیپ کاپشنمودادم بالاونشستم سرجام میلادباجدیت گفت:چراهمه رو مسخره میکنی چون چاقه بایداون همه بارش میکردی توکی میخوایی ادم شی بهراد 23سالته بس کن مسخره بازیاتو -لطفففففف کن توماروموعظه نکن من گوشم ازاین حرفاپره کچلووووبه اندازه کافی واسم موعظه میکنه میلادبلندشدوگفت:بیایکم راه بریم اره راه بریم اخه شاممون خیلی سنگین بودممکنه رودل کنیم شروع کردیم به راه رفتن که میلادخان دوباره شروع کرد -درستونمیخوایی ادامه بدی؟ -نه بابامگه ای کیوم کلوخ شده -نفهم میدونی رشتت چقدرخوبه ولمون کن بابابیام 8سال خربزنیم موهامونوسفیدکنیم تازه دکترای عمومی بگیرم مگه گچ مغزم -ولی ارزششوداره -چشم اقامعلم حالابزابیبینم ایزدچی میخواد؟؟ -بهراد بیخیال شیداوامثال شیدا بچسب به زندگیت درستوادامه بده بازم شیدا چرااااهیچکی نمیخوادمنو یه نمه درک کنه -چیهههه میترسی الان که اومده بشم همون بهرادقبلی نه اقامیلاد سرم به سنگ خورد ادم شدم -چراجوووش میاری هاننننن اگه امثال ارشام باشن مطمئن باش ازاون بهرادم بدترمیشی بده میگم مواظب خودت باش بده میگم فکرتومشغول شیدانکن - نه میلادتوراس میگی من بد من هرچی که شوماها میگین ولم کن توروخدا -بهرادتومثل داداشمی من که بدتورونمیخوام الان که اون عفریته اومده لطف کن بیشترمواظب خودت باش -مر30 که به فکرمی ولی من بچه نیستم میدونم چی خوبه چی بده -حالاخود دانی ازماگفتن بودبهراد اگه بری طرف شیدا دیگه نه من نه تو -میلادددددددد نمیخوایی باورکنی من یه یه بار هم ازارشام هم از شیدا زمین خوردم پ میفهمم چی به چیه لطف کن این بحثوادامه نده اصلا حال ندارم خواهشا جمع کن این بحثو -باشششش پ خیالم تخت که بهراد کوچولوبزرگ شده براساس منطق پیش میره نه احساس باخنده گفتم:اره اقابزرگه -بهراد من خیلی دوست دارم خودتم اینومیدونی مث برادرمی دوس ندارم غمگین ببینمت -منمممممممم میخوامت خوشکل میلاد ازجلوم یه دخترداشت میومدکه روبینیش چسب بودحالاشاید زخم شده باشه شایدم هاپو گازش گرفته داشتم نگاش میکردم میخواستم حالشوجابیارم فک کرده خرپوله هرغلطی میخواد میتونه بکنه میلادرد نگامو گرفتو نفسشو محکم داد بیرونو گفت:مث اینکه من از اونوقتی دارم افغانی بوس میکنم -چه بد سلیقه من دوس دارم هالیودی ببوسم میلادمث همیشه باجدیت گفت بی خیال بهراد باتعجب بهش نگاه کردموگفتم چیو؟؟؟ -همونیوکه توفکرشی باسردرگمی بهش نگاه کردموگفتم چی میگی تو؟؟؟ میلاد چشماشو ریز کرد و گفت:وقتی میخوایی شیطونی کنی چشمات مثل یه روباه میشه که به مرغ ها نگاه میکنه باخنده گفتم:عجب باباتوادبیاتت بیسته چه ربطی داشت اخه بیخیال میلادپاستوریزه خودموعشقه دختره به مارسیده بود یامابه دختره رسیده بودیم رفتم جلودختره گفتن:هووووو ووووویی دختره بهم نگاه کردوباصدای تودماغی مث این معتادا گفت:مشکلیه -نه خشکلیه که جلوته الان لابد فکرمیکنه اومدم شمارشو بگیرم عمرااااااا دختره بانازو عشوه گفت:بکش کنار -یه نصیحت برادرانه خواستی ماشین بگیری وانت بگیر دماغتم بتدازپشتش دختره داشت باچشماش منومیخورد همینجوری داشت بهم نگاه میکردمنم نگاش میکردم ازرو هم نمیرفت وامونده میلاداومددستموکشیدوباجدیت گفت:بهراد بریم -بریم دادا -جلوزبونتونمیتونی بگیری بهراد این یه عادتم ترک کن که بقیه رومسخره میکنی -اون حقش بودخو -چه حقی بهراد تواخربااین کارات سرتوبه بادمیدی -گیرنده دیگه توام شدی لنگه بابام اه مسخره بازی درنیاربریم من سردمه -بریم پیرمردالان ارتوروزت عودمیکنه(درست نوشتم) توراه خونه میلادباعصبانیت میروند میدونستم ازدستم ناراحته -میلادمیگمااااا خون کثیفتوکثیفترنکن توچرا انقدپاستوریزه ای -بسه بهراددرعوض من توخیلییییی...... -چته تو بسه بابا من دادا کوچیکته ببخش دیه ازاین کارا نمیکنم -من دارم نصیحتت میکنم حرفامو محل سگم نمیذاری -این چه حرفیه دادا -قول میدی مهمونی های ارشام نری بهش نگاه کردم نوچ نوچ نمیتونم مخالفت کنم -باش نمیرممممم اگه رفتم تروهم میبرم خو میلاد باخنده گفت من همچین جاها نمیام -میلاد توروخدا پاشوبیا خیلی باحاله -من بازبه توخندیدم پررو شدی -اه ضدحالی هااااااا دیگه بامن حرف نزن حوصله حالگیری ندارم رومو کردم طرف پنجره شیشه پنجره روکشیدم پایین بدخنک میخورد به صورتم خیلی باحال بود چشماموبستمویادخندیدنای شیدا افتادم ای بمیری بهرا چرا نمیتونی ازش متنفرباشی اون که این همه اذیتت کرد چرا اخه خدایی تومردی بهرادد ببین میلادوچقداذیت میکنی چرا نمیتونی فکرشیدارواز ذهنت بیرون کنی ولی بازم مشتاق بودم ببینمش احساس دلتنگی داشتم یه حس عجیبوغریب بیخیااااااااااااااااااالل لللللللل لللللللللللل بابا دنیارووووووووع شقههههههههههههبیخیااااااااااااااااااالل لللللللللللللللللللل بابا دنیارووووووووعشقههههههههه ههه -چته ساکتی -دارم چهارقل میخونم -چراااااااا؟ -برای اینکه داریم میریم خونه تنهاییم شیطون نیاد سراغمون -بشین بچهههههههههه چهارقل افاقه نمیکنه بقره رو بخون -اونوقت چرا باخنده گفت:چون تبت زیادی تنده بااخم بهش نگاه کردم دوباره شیدا اومدو اقاتیکه پرونی هاشوشروع کرد -شوخی کردم باباناراحت شدی ناراحت که شدم ولی نمیخواستم به رو خودم بیارم پس گفتم:نه میلاد دنده روعوض کردو گفت:بریم خونه -خوووووو کوجابریم جادیگه
برچسب ها: رمان | مرجع رمان | عاشقانه | جدید - 93- رمان شیطنت عشق , ایستگاه رمـــــــــــــــــــــــان - 7-رمان شیطنت عشق , رمـــــان هـایـــ عـاشـقــــانـــــه - 5- رمان مسافر عشق , رمـــــان هـایـــ عـاشـقــــانـــــه , رمان شيطنت عشق | رمان های عشقولانه , دانلود رمان شیطنت های قایمکی | tina27 کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل ... , رمان خوانها , رمان کی گفته من شیطونم - رمــــان ...... رمان ...... رمــــان ,

نویسنده نویسنده : تاریخ : 1393/03/25 تاریخ
کد :54561

تمام حقوق اين وب سايت و مطالب آن متعلق به http://novel.parspa.com/ مي باشد

خرید : بک لینک
میزبانی شده توسط : همکاری در فروش پارس پا