تاریخ امروز
محصولات خیلی جالب دختروپسر
تبلیغ شما با Authority 40
موضوعات
محبوب ترین مطالب
جدید ترین مطالب


خرید بک لینک می تواند جایگاه وبسایت شما را در نتایج گوگل به رتبه 1 گوگل ارتقا دهد و بک لینک های قوی و ایرانی و با کیفیت موجود در سیستم تمام اتوماتیک بکوریتی نیاز شما به لینک سازی را کاملا رفع می کند . پس از بررسی و انتخاب بهترین ها ، می توانید فرم خرید بک لینک سئو را تکمیل کنید !. 
بکوریتی

کسب در آمد از فروش بک لینک و فروش رپورتاژ آگهی

فروش بک لینک از خدمات بکوریتی هست و درواقع شما می توانید از راه فروش بک لینک کسب درآمد کنید.

به کمک بکوریتی می توانید از راه خرید و فروش بک لینک و خرید رپورتاژ آگهی درآمد داشته باشید و تنها با ثبت سایت خودتان ماهانه 10 ها بک لینک و رپورتاژ اگهی بفروش برسانید .

خرید بک لینک

اگر صاحب هیچ سایت و وبلاگی هم نباشید می توانید از طریق زیر مجموعه گیری کسب درآمد مطمئن و دائمی داشته باشید.

بکوریتی اولین سیستم یکپارچه خرید بک لینک و رپورتاژ آگهی در ایران

بکوریتی در تابستان 96 پیاده سازی شد و از هفته اول مهر 1396 فعالیت خودش را آغاز کرده و با استقبال بسیاری روبرو شد و ورژن 5 سیستم در حال حاضر فعال می باشد .
تهیه بک لینک قوانین خاص خودش را دارد و عملا نمی توانید این قوانین گوگل را رعایت کنید و بکوریتی تنها سایت در ایران می باشد که این مشکل سئو را به طور کامل پیش بینی و رفع کرده است و شما بواسط پنل بکوریتی می توانید به بهترین شکل ممکن بک لینک تهیه کنید .

سیستم قدرتمند فروش و خرید رپورتاژ آگهی ( Reporting )

خرید رپورتاژ آگهی خبری در کنار بک لینک ها مکملی قوی برای سئو محسوب می شود و در پنل بکوریتی می توانید رپورتاژ آگهی دائمی و فالوو را از بین 100 ها سایت انتخاب و آنلاین سفارش رپورتاژ را ثبت کنید .

پنل قدرتمند بکوریتی برای خرید رپورتاژ آگهی ، تمام نیاز های شما به رپرتاژ دائمی را برطرف کرده است و براحتی می توانید از بین سایت های مرتبط با موضوع فعالیت خودتان ، رپرتاژ آگهی دائمی خریداری کنید.

خرید بک لینک

سفارش افزایش اتوریتی

اتوریتی امتیازی بین 0 تا 100 می باشد و هرچقدر بیشتر باشد نشان دهنده قدرت سایت از نظر سایت منبع یعنی moz می باشد  و  این روش تهیه بک لینک ، برای افزایش اتوریتی وب سایت شما کاربرد بسیاری دارد .

افزایش ورودی گوگل

افزایش ورودی گوگل تا 200 برابر ( 20000% ) ( google input toots ) با روش backority.ir تجربه کنید و در نتایج گوگل به شکل واقعی و طبیعی در صفحه اول گوگل باشید و در این آموزش به این موضوع پرداخته شده است .

بررسی جایگاه کلمه و رتبه سایت در گوگل

اگر از سیستم بکوریتی "بک لینک" خریداری کنید ، سیستم بکوریتی "رایگان" و اتوماتیک جایگاه کلمات کلیدی سایت شما را در google ، تا قبل از منقضی شدن بک لینک بررسی و در نمودار نمایش می دهد .

نویسنده نویسنده : تاریخ : تاریخ
رمان پسری بی هویت (فصل اول تا فصل نهم)


لوووو آبی جون کجایی ؟ میدونی دلم برات تنگ شده ها ؟اوق حالم بد شد سر ظهری ببین باید چه چرت و پرتی رو تحمل کنم بی حوصله گوشی رو برداشتم و گفتم بنال !دخترک - وا خواب بودی عسیسم ببخش بوس بوس ! نمیدونستم خوابی وگرنه بیدارت نمیکردم من - گفتم بنال !با لحن لوسی گفت برو دست و صورتت رو بشور تا سرحال بیای گلم مهستی ام عشقت ! میدونم گیجی نشناختی !من - فهمیدم کدوم خری هستی باز چی شده دوره داری یا لباس و کوفت و زهرمارت تموم شده هان ؟با بغض الکی گفت اوه آبی جون من فقط دلم برات تنگ شده بودهانی همین !من - میدونی که میتونم راحت با یه تماس کوچیک به ددی جونت بگم دخترش چیکاره است پس بهتره اول گوشی رو قطع کنیبعد شماره منو پاک کنی فقط کافیه از کنار خیابونی که من ردمیشم رد بشی اونوقت تمام عکسهات پوستر شده در مغازه باباته !با جیغ گفت هان پس بگو استفاده ات روکردی خرت از پل گذشت میخوای ولم کنی کور خوندی باید تاوان کاری که با من کردی پس بدی فهمیدی ؟میدونم روزی میای که التماس کنم نگاهکوچیک بهت بکنم یا دستم رو بگیری ! اونوقت من محلت نمیدممن - خودت خواستی در ضمن مگه عقلم کمه دوباره هوس اون هیکل گنده ات روبکنم ها ؟تق گوشی رو قطع کردم اوف هر چی من میخوام آروم باشم مگه میزارند گوشی دیگه ام رو برداشت و یه اس به کامیار دادم که بیاد خونه دنبالم حوصله ام سر رفتهتا اس تحویل داده شد زنگید من - های جونی ؟کامیار - های چیه غرب زده باید بگی hello در ضمن ماشینم ندارم !من - غلط کردی پس سوار چه خری که صدای ظبط بلند ها ؟کامیار - جون مهستی گنده ماشین مامی زیر پامه شما هم که کلاستون به 405 نمیخوره !من - اوف خوب حداقل برو پیش اون رفیقت بگو حداقل ماشینم رو تا فردا بده که بی ماشینی خیلی اذیتم میکنه !کامیار - گمشو از پریروز کشتی منو با این ماشینت جوری که داغونش کردی باید ددی جونت یک دیگه بخره اون ماشین اسقاطه عزیز !من - باشه پس سره راه چندتا دلستر هلو با مخلفات بگیر بیا اینجا راستی فیلمم یادت نره !کامیار - مگه شب نمیری ویلای سروش ؟من - چرا بابا بیا در ضمن زود بیا که باید دم یکی رو قیچی کنی !کامیار - اوف آقا پلیسه میخواد جریمه ام کنه فعلا خدانگهدار من - ok همین که گفتی نگهدار !گوشی رو انداختم روی تخت وقتی ماشین نداشتم عجیب بی حوصله بودم تیشرتم رو از زیر تخت برداشتم وپوشیدم و ازاتاق رفتم بیرون طبق معمول هیچی جزء خدمتکارها توی این کاخ نبوداز بالای پله ها زینت رو صدا زدم اونم سریع خودش رو رسوند به من با ترس سلام کرد و گوش به خدمت شد من - شهره و جمشید کجان ؟ زینت - رفتن خونه خالتون برای ناهارم نمیاین جمشید خانم بلیط داشتن برای خارج ! من - بسه دیگه فهمیدم ناهار چی داریم ؟زینت - چون فقط شما بودین براتون غذایی که دوس داشتین درست کردم بیف استران گولوف !من - خوبه فقط پایین نمیام مهمون دارم وقتی صدات زدم غذا رو بیار بالا زینت - چشم آقا برگشتم توی اتاقم و یه سیگار برای خودم روشن کردم از این کاخ با عظمت فقط توی اتاقم راحت بودم یه اتاق صدمتری با کلی وسیله از لب تاپ تا کیسه بوکس و یه تخت دونفره که جزء خودم کسی حق نداره روش بخوابه یه سرویس بهداشتی کامل با یه سیستم پیشرفته صوتی از تی وی گرفته تا آنتن ماهواره یه خط تلفن جدا و کمدی از لباس از بهتریه مارکهای دنیا به لطف دایی جان که یه فروشگاه زنجیره ای توی پاریس داره همیشه بهترین و به روزترین لباسها و عطرها ماله من بودتمام دیوار اتاقم رو پر از پوستر جنگ ستارگان گرفته تاجنگ حیوانات و عنکبوتهای بزرگ خوجل کرده بودم دیوارهای اتاقم سیاه بود که فقط نور از قاب پنجره اش روشن میزد پردهام قهوه ای تیره همه چیز تیره حتی گلدونی هم که توی اتاقم گذاشتم رز مصنوعی بود که با اسپره رنگ سیاهش کردم اوف این سیگارم تموم شد سیگار بعدی رو روشن کردم و رفتم سراغ لب تاپ و یه آهنگ خارجی پر سروصدا گذاشتم و خودم رو انداختم روی تخت همیشه صداهای بلند آرومم میکرد غرق سیگار دود کردن بودم کهیه چیزی محکم خورد به صورتم آخم دراومد فقط کامیار میتونه از این شوخی ها باهم بکنه بالشت رو از صورتم زدم کنار و گفتم کوفت شد یه بار تو مثل آدم بیای ؟هر هر خندید و با پلاستیکهای دستش اومد کنارم نشست و با لحن لوسی گفت سلام عقشم خوفی ؟و موهام رو ناز کرد و لبهای کلفتش رو غنچه کرد با اون لحن و قیافه اش خنده ام گرفت من - واقعا به جامعه بشری رحم شد که تو دختر نشدی اه حالم رو به هم زدی اخمی کرد و گفت از بس آشغال شناسی گوهری مثل من رو نمیشناسی ایشش ! و با عشوه خرکی روش رو برگردوند زدم پس گردنش و گفتم برو بابا اگه تو گوهری پس طناز چیه ؟ با شنیدن اسم طناز پقی زد زیر خنده و منم همراهیش کردم کامیار - اینو خوب اومدی فکر کن اون با اون دماغ عملی و لبهای گنده و بدن سیخ و صدای تو دماغی بخواد بیاد تو رو ناز و نوازش کنه !ادای عق زدن در آوردم و گفتم حالم رو بهم زد ولش کن ! اونایی رو که گفتم خریدی ؟زد پس کله ام و گفت نوکر بابات غلام سیاه بیا کوفت کن هلو نداشتپرتغال گرفتم صورتم رو جمع کردم و گفتم اه تو که میدونی من از پرتغال متنفرم باز گرفتی ؟دلستری رو از توی پلاستیک درآورد و گفت بیا بخور جون بگیریبرات لیمو گرفتم !هر چند خوب نبود ولی بهتر از اون مزه نارنجی گرد بود کمی با کامیار آهنگ گوش دادیم و سیگار کشیدیم و غذا خوردیم و من رفتم حوم تا خودم رو برای شب آماده کنم دوش گرفتم کامیار داشت با گوشیم ور میرفت من - گوشی توی شهر ما یه چیزه شخصیه توی ده شما چی ؟پوزخندی زد و گفت اون که بعله ولی این مهستی گنده ها بد دارهتهدید میکنه ها ؟من - اونم مثل صدتای دیگه مگه اونا تونستن کاری کنن ؟نوچ نوچی کرد و گفت سریع آماده شو که این بار آدرس فرق داره باغ نزدیکهای کرج ِ !!من - اوف اونجا چرا ؟ جا قحط بود ؟کامیار - میدونی که باقی مهمونی ها لو رفته سروشم اونجا گفت امن تره !من - کی باشه از این خراب شده برم تا دیگه بگیر بگیر الکی نباشه !کامیار - راستی من میخوام اون تیشرت سورمه ایت رو بپوشمبا همین جین آبی خودمتو جی میپوشی ؟من - عین تو فقط رنگش قهوه ای سوخته است !گفت میره یه دوش میگیره منم گوشیم رو چک کردم که کلی چرت و پرت و تهدید از طرف مهستی بود به جهنم !همه پیامها رو پاک کردم و لباسام رو عوض کردم منتظر موندم کامیار از حموم بیاد بیرون و موهام رو درست کنهوقتی ساعت شش اعلام شد منو کامیار آماده مهمونی بودیم از کشوی شهره چند تا تراول برداشتم و با کامیار رفتم پایین با دیدن ماشین عموش که یه بنز کوپه جیگری بود لبم به خنده باز شد من - ایول دمت گرم تب داشتم که با پژوی مامی جون بیای و منم معذب ! نیشخندی زد و گفت من که اداهای تو رو میشناسم فقط اگه بخوای سر یه شرط بندی مسخره دوباره ماشین رو داغون کنی بدون کله ات کنده است فهمیدی ؟من - خوب بابا اصلا نخواستم تا صبح بهترش زیر پامه !خنده مسخره ای کرد و گفت اون که بعله !عشق اول و آخرم سرعت بود کامیار آرومتر از من رانندگی میکرد ولی من داشتم کلافه میشدم چندباری گفتم بزار من برم پشت رل که قبول نکردآخی نگران ماشین عمو جونش بود کامیار کلی ازم قول گرفت که شرط و شروط مسخره دیگه ای قبول نکنم و من به ظاهر گفتم چشم !ولی نمیدونستم چشم گفتن کافی نیست اراده ام لازمه چون با شرطی که توی اون مهمونی بستم به کل مسیر زندگیم عوض شد ...راه رو گم کرده بودیم اول جاده ای که میرفت سمت باغ یه مهمونی دیگه ام بود که کامی رفت تو و بعد از چند لحظه برگشت و گفت اینجا نیست و زنگ زد به سروش اونم گفت پشت همون باغیه جاده خاکیه بیست دقیقه باید بریم تا به باغ برسیم اوف جا بود اینجا مهمونی گرفتند من - اه از هر چی خاکه بدم میاد سقف ماشین رو باز نکنی ها و خر بازیت گل کنه !به شوخی گفت آخ با خودم گفتم چرا اینبار نتونستم داد تو رو در بیارم الانم دیگه نمیشه چون رسیدیم !جلوی یه در آهنی بزرگ وایستاده بود ظاهرش که از بیرون خیلی مخوف بود من - اینجا که هیچ ماشینی نیست کامیار - گفتم که سروش گفته این مهمونی با همه مهمونی هاش فرق داره !من - آره راست میگی توی بیابون مهمونی گرفتند صفا دارهکامیار - بپر پایین که دیر شد الکل خونم اومده پایین !با چند تا بوق دو تا گردن کلفت در باغ رو باز کردند هر کدومشون دوتا چماغ دسشتون بودبا تعجب به کامی نگاه کردم اونم خونسرد شیشه رو داد پایین و گفت از مهمونهای سروش هستیم اسم رمز هم شلغم پخته !یه لحظه خنده ام گرفت فکرکردم میخواد مسخره بازی دربیاره ولی وقتی در باغ رو باز کردند و رفتیم داخل فهمیدم نه بابا مثل اینکه این مهمونی فرق دارهچون رقص نور از در ورودی شروع شده بود تا خود ساختمون اطراف استخر هم مشعل های آتیش گذاشته بودند از ماشین پیاده شدم کامی هم ماشین رو یه گوشه پارک کرد با یه نگاه سرسری به ماشینهای بقیه فهمیدم باز من از نظر ماشین جلوترم فکر اینکه با پژو 405 می اومدم ترس مینداخت به جونم پایین ترین مدل ماشین کمری بود کامی - بیا بریم بابا این ماشین قراضه ها که دیدن نداره خودش جلوتر از من رفت طرف ساختمون تا در سالن رو باز کرد بوی الکل و سیگار و حشیش خورد توی دماغم صدای آهنگ که کر کننده بودبه خاطر اینکه صدا بیرون نره دور تا دور سالن رو چند لایه پرده زده بودند کامی هم مثل من داشت اطراف رو دید میزد من - اوه هنوز سرشبه چه زود شروع کردند فکر کنم تا صبح اینجا هستیم !کامی - بهتر نه شرکت تو دیر میشه نه وزارتخونه من !واقعا که نمای داخلش بهتره از بیرون بود دم در ورودی گوشی ها رو گرفتند مثل اینکه دختر فلان خرک هم توی مهمونی بود نیمخواستند فردا کلیپش دربیاداول نمیخواستم بدم ولی به زور کامیار گوشیم رو دادم و پسره کلیدی داد دستم و گفت هر وقت خواستیبری از توی کمد دم در با این شمارهکه روشه در رو باز کن و گوشیت رو بردار کلید رو انداختم توی جیبم و حواسم رفت سمت یه سیستم صوتی گوشه سالن بود با یه پسر سیخ سیخ که فکر کنم دویست تومن فقط موهاش رو درست کرده بود صدای چرتی هم داشت مثلا دی جی بود من - باز این خروس رو برداشته آورده بابا تو که میلیونی خرج میکنی یه آدم حسابی بیار !کامی - شما هر وقت مهمونی گرفتی ساسی مخته رو بیار !پوزخندی زدم و گفتم تو که میدونی جناب الماسیان بزرگ نمیخوان کاخشون به گند کشیده بشه کامی - گمشو برای خودت بچرخ تا منم برم امشب شب زنده داریم با کدوم یک از ایناستهمه مشغول رقص بودند عده ای هم بخور و لب و کثیف کاریاز دختربچه چهارده ساله اونجا بود تا چهل ساله مرد شکم گنده و پیر تا جوون همه جمع بودند و بیخیالالبته بیخیالی که فقط توی دیوارهای سنگی بود خارج از اینجا یکی وزیر بود یکی معلم یکی دختر به ظاهر آفتاب مهتاب ندیدهروی مبلی که خلوت بود نشستم یه دختر که موهای بلند و سیخی داشت با یه تاپ دامن قرمز کوتاه نشسته بود جوری که من خط لباس زیرش رو میدیدم آرایش قرمز جیغی داشت نه جذاب بود نه خوشگل ولی هیکل خوبی داشت خودم رو انداختم وری مبل و بی اعتنا به اون اطراف رو نگاه کردم میدونستم چندثانیه نیمگذره شروع به حرف زدن میکنه خدمتکاری اومد جلو و گفت چی میل دارم من - الکل ده درصد با آبجو چشمی گفت و رفت برام آماده کنه حواسم رفت سمت دختری که وسط میرقصید بدن ردیفی داشت هرچند پشتش به من بود ولی معلوم بود اندام جذابی داره داشت با یه پسر کم سن و سال میرقصید منتظر بودم چرخ بزنه تا چهره اش رو ببینم تا چرخ زد پقی زدم زیر خنده یه دماغ گنده داشت با لبهای کلفت حالم بد شد از دور خوب بود ولی نزدیک پشیمون اه داشت حوصله ام سر میرفت این کامیار هم معلوم نبود کجاسرش رو گرم کرده بود خدمتکار برام سفارشم رو آورداول مزه مزه کردم اه خوب قاطی نکرده بود ولی بهتر از هیچی بود یه نفس رفتم بالا مزه اش یه کم اذیتم کرد معلوم بود الکلش خوب نبوده صدای خشداری گفت یه تعارف میزدی بد نبود ها ؟برگشتم سمت دختر قرمز پوش یه نگاه بهش کردم با یه لبخنده مسخره لباش رو غنچه کرد و گفت هلن هستم !جوابش رو ندادم و بی اعتنا سرم رو برگردوندم سمت دیگه دختری وسط بود که با یه آهنگ آمریکایی تند داشت میرقصیدحواسم پرت اون بود که احساس کردم یکی کنار گوشم داره نفس نفس میزنه برگشتم دختره سرش رو نزدیک گوشم گذاشته بود داشت مثلا منو از خود بخود میکردهولش دادام عقب و با نیشخندی گفتم شرمنده هانی من دخترباز نیستم تمایلی هم بهت ندارم الان عقشم میاد چشمم به کامیار خورد که داشت می اومد سمتم بلند گفتم اومدی عقشم و یه چشمکم زدم بهش !اونم سریع موضوع رو گرفت و اومد کنارم نشست و دست انداخت دور گردنم و ماچ گنده ای از لپم گرفت عق چندشم شد ولی بهتر دختره حالش گرفته شد و رفت من - خوبه برو کنار خفه ام کردی کامیار - اوف چه ناز بود این چرا پروندیش ؟من - کجا خوشگل بود خیلی هم زشت بود راستی این سروش گور به گور کجاست ؟[/SIZE]کامیار - داره با مهمونه اختصاصیش میاد سمتمون !چشمم به یه سروش افتاد که با یه دختر خیلی لوند و خوشگل اومد سمتمون دختره موهای بلند مشکی داشت که تیکه تیکه قرمز کرده بود یه لباس رنگ بدن خوشگلم تنش بود که انگار بدون لباس داشت میچرخیدمن - این دافی رو از کجا پیدا کرده ها ؟کامی پوزخندی زد و گفت آورده برای تو میدونی که خودش با دخترها حال نمیکنه من - دستش درد نکنه مشروبش که مزخرف بود دی جی کهافتضاح حداقل دافی که آورده با حاله !کامی - فقط امیدوارم صبح که از در این ویلا رفتیم بیرون نظر دختره هم درباره تو همین باشه !توی عمرم به احترام کسی پا نشدم ولی برای سروش و دختره نیم خیز شدم سروش - به به ببین کی اینجاست پسر خاص خودمون !من - خوبی سروش جان ؟سروش - از احوالپرسی شما راستی ماشینت درست شد کثافت میدونه من به ماشینم حساسممیخواد اذیت کنه من - گذاشتمش اسقاطی الانم با کامیار با ماشین جدیدم اومدم سروش - مبارکه اینبار چی ؟ بزار حدس بزنم bmw یا ؟کامیار - نه یه بنز کوپه جیگری !با حرف کامیار اخماش رفت توی هم و با حرص گفت اوه مبارکه راستی معرفی میکنم سوفیا از دوستان که افتخار دادند امشب رو با ما باشن !من - خوشبختم آبیش هستم کامیار - منم که معرفی شدم بهت نانازبا لحن نازی رو به من گفت آبیش ؟ چه اسم خوشگلی معنیش چیه ؟من - به معنای بی رنج اوهمی گفت و با اجازه کنارمون نشست سروش چشمکی به من زد و اشاره کرد برم سمتش رفتم طرفش و گفتم چیه ؟سروش - دیدی چه دختر خوشگلی دور بر من ریخته ؟هم خوشگل هم خوش هیکل تازه یه خصوصیت خوبم داره ؟من - چی ؟ خنده مسخره ای کرد و گفت مثل تو تابع حال خشنه گرفتی منظورم رو یا نه ؟من - یعنی خشونت رو دوس داره ؟سری تکون داد و گفت آره و در ضمن چون امشب میدونم خیلی خوش به حالت میشه باید آخر هفته برای برنامه ای که داریم پایه باشی ؟من - چی حتما یه مهمونی دیگه ؟سروش - نه کامیار بهت میگه الانم برو خوشگل خانوم منتظرته من کلی ازت تعریف کردم فعلا اگه ندیدمت بای !من - بای !برگشتم سرجام کامیار دوتا دختر دستش رو گرفته بودند اونم اول یکی رو میبوسید بعد اون یکی اه چندش ! کنار سوفیا نشستم و خیره شدم بهش هم خوشگلی داشت هم جذابیت سوفیا - خوب سروش ازت تعریف میکرد خیلی وقته باهم آشنا هستین ؟من - آره چند سالی میشه راستی چرا روی مبل نشسته ای بیا روی پام بشین کارت دارم !اول تعجب کرد ولی بعد فکر کرد من چقدر احساساتی هستم با ناز اومد روی پام منم سرم رو گذاشتم روی شونه اش و موها و گردنش رو بو کردم نه بوی خاصی نمیداد فقط یه عطر معمولی که گیجم نمیکرد عیب نداره جذبش نشدم ولی برای سرگرمی خوب بودنفسهاش تند شده بود چه بی جنبه بود سرم رو از روی شونه اش برداشتم [SIZE=2]و با لحن مثلا خماری گفتم دوست داری با من باشی ؟/SIZE]با چشمهای خمار گفت بدم نمیاد !مشروب داشت اثرش رو میزاشت وقتی مخلوط میخوردم نمیتونستم توی جمع خودم رو جمع جور کنم یه نگاه به کامیار کردم یه دختر داشت موهاش رو ناز میکرد یکی داشت توی گوشش پچ پچ میکرد اونم نمیتونه کمکم کنه به سختی گفتم پاشو بریم بالا نمیتونم اینجا بمونم اول خواست ناز کنه ولی به زور کشیدمش سمت خودم و کشون کشون بردمش طبقه بالا چندنفری داشت از اون راهرو عملیات رو شروع میکردند بی خیال در اولین اتاق رو باز کردم و هولش دادم داخل اتاق از حرکتم جا خورد ولی معلوم بود اونم مسته موهاش رو توی دستم گرفتم و گفتم خوب من عادت به نازکشی ندارم از ادا و اطوار هم بدم میاد توی هر حرکتی خشنم پس اگه شروع کنم از درد هم رو به مرگ بودی من عین خیالم نیست پس فقط هر کاری کردم اعتراضی توش نباشه مست بود و از حرفهام چیزی نمی فهمید منم شروع کردم و ... و برای هزارمین بار خالی شدم با احساس سر درد از خواب بلند شدم فقط یه دوش آب سرد میتونست حالم رو جا بیاره اول گیج بودم ولی با دیدن دختری که کنارم بود فهمیدم دیشب توی مهمونی و ویلای سروش بودم خودم رو انداختم توی حموم اتاق و یه دوش اب سرد گرفتم کمی از سردردم کم شد از حموم اومدم بیرون حوله نداشتم لباس دختره پایین تخت بود برش داشتم و کشیدم روی بدنم فقط امیدوار بودم لباسش نو باشه لباسام رو پوشیدم و از اتاق زدم بیرون تقریبا باغ ساکت بود رفتم پایین هنوز ریخت و پاش های دیشب بود دلم ضعف رفت یادم اومد دیشب شام نخوردم کلید صندوق رو از جیبم در آوردم و موبایلم رو از توش برداشتم و دوباره رفتم بالا و در هر اتاق که میرسیدم زنگ میزدم به کامیارمیدونستم این بشر توالتم میره گوشیش رو میبره و موبایلش رو تحویل نداده حدسم درست بود صدای آهنگ پت ومتش از توی یکی از اتاقها اومد چند دقیقه گذشت که اومداز اتاق بیرون با دیدن ظاهرش خنده ام گرفت تی شرتش رو برعکس پوشیده بود شلوارشم هنو زدکمه اش رو نبسته بود و شل اومد سمتم کامیار - کارت تموم شد بریم من - علیک مثل اینکه حسابی خسته شدی ؟خمیازه ای کشید و گفت آره تا اومدم اون رو ناز کنم اون یکی جیغ میزد پس من چی اووف ...من - تا تو باشی نخوای تنوع به کارت بدی الانم بریم که داره حالم از خودم به هم میخوره احساس میکنم خیلی بود میدم کشون کشون آوردمش پایین و یه لیوان آب سرد از توی آشپزخونه پر کردم و خالی کردم روش تا حال بیادچون داشتیم برمی گشتیم احتمال اینکه توی جاده گیر بدن بهمون بود خودمم حال درستی نداشتم ولی سوئیچ رو ازش گرفتم و ماشین رو آتیشکردم سمت تهران چند کیلومتری که دور شدیم تازه یاد حرف سروش افتادم از کامیار پرسیدم آخر هفته چه خبره ؟کامیار - هیچی بابا این سروش زده به سرش میخواد با چند تا از بچه ها گاوصندوق شرکت باباش رو خالی کنه ؟من - دیوونه چه کاریه ؟ نکنه پاپی جونش پول توجیبیش رو قطع کرده ؟کامیار - نه بابا دنبال سرگرمی جدیده منم گفتم من و آبیش هم هستیم بالاخره یه تنوع محسوب میشه میدونی چند وقته دیوونه بازی در نیاوردیممن - آره حالا سر چی شرط بستی ؟کامیار - سر باغ لواسونشون که یکسال دست من باشه اگه نتونستیم یکماه به خرج ما بره دبی چون فقط منو تو باید شرکت رو بزنیم همراه اون دوست خرش کیوان حالا بگو پا هستی یا نه ؟من - ایول دمت گرم هستمت خراب ! و سرعتم رو زیاد رکدم و سرکیف که آخر هفته هیجان جدیدی توی زندگیم اتفاق می افته هر چند فکرم نمیکردم این هیجان برای زندگیم یه کابوس بشه ...با سروش و کامیار قرار دارم کافه آسمان میخوایم برنامه دزدی فرداشب رو بریزیم نمیدونم دردم چیه ولی تا الان هیجان دزدی نداشتم مثل همیشه تیپ تیره میزنم و سوئیچ عشقم رو برمیدارم فردای مهمونی رفتم نمایشگاه ماشین و یه بنز کوپه مشکی تحویل گرفتم و فاکتور فرستادم بازار خدمت جمشید خان موهام رو فرصت نداشتم خیلی جیگیلی کنم یه اتو صاف با چسب مو بهشون زدمبه قول خودم رفتن پیش دوتا سیبیل کلفت که خوجل کردن نداره طبق معمول شهره نیست و ددر تشریف دارند از اتاق میزنم بیرون و در اتاقم رو قفل میکنم عشقم رو از توی پارک درمیارم و با بوق به نگهبان کاخ میگم در رو باز کنه آهنگ مورد علاقه ام رو روی ولوم 40 میزارم و فاصله چهل دقیقه ای رو توی یه ربع میرم کنار کافه یه پاساژ بزرگه که مال عمو جان جانه ماشین رو میبرم تویپارکینگ و از امنیتش که مطمئن میشم میرم سمت کافه با وارد شدنم به کافه چندنفری شروع به دست زدن میکنن تعظیم نمایشی میکنم و میرم سمت میز همیشگیاسی صاحب کافه سوتی برام میزنه و منم سری براش تکون میدم و میگم علیک ! نرسیده به میز بچه ها رو میبینم که با نیشهای باز منو نگاه میکردند و سروش هم پوزخندی رو لبش بود کامیار و سروش و کیوان هم هست از این بشر خوشم نمیاد ولی ارزشی نداره که خودم رو ناراحت کنم پس بیخی !من - علیک به اراذل و اوباش احوالات ؟کامیار - سلام اینبار چند تا چراغ قرمز ها ؟من - نشمردم فکر کنم یه دوتایی شد امروز حس نداشتمروی صندلی نشستم و به سفارشهاشون یهنگاه انداختم من- اوف پاستوریزه ها قهوه ترک ؟ سروش - تو چی پسر خاص ؟رو به اسی صاحب کافه میگم اسی جون مثل همیشه مخلوطی از میلک شیر توت فرنگی و کاکائو با چوب شیرین یه چند تا از اون مخصوصها هم بریز توش !کامیار - این دیگه چه سفارشی ها ؟من - این سفارش بچه های خاصه بدرد تو نمیخوره رو به سروش میگم خوب تا این سفارش ما میاد بگو این هیجان فرداشب چیه ها ؟سروش - اینجا اومدیم حرفهامون رو بزنیم نقشه و وسائل خونمونهباید بریم اونجا ! راستی تو اونشب چرا شماره سوفیا رو نگرفتی ها ؟من - سوفیا کیه ؟سروش - همونی که توی ویلا باهاش آشنا شدی ؟ظاهر فکر کردن به خودم میگیرم و میگم آهان اون مگه باید ازش شمارهمیگرفتم ؟سروش - خوب آره میدونی باباش چیکارست از اون کله گنده هاست گفتی من اگه بخوام با هر کی باشم و بهش شماره بدم پس باید تا الان پنج میلیون شماره دخترهای تهران دستم باشه مگه نه کامیار ؟کامی حرفم رو تائید میکنه و همزمان اسی سفارشم رو که توی یه لیوان پایه بلند ریخته میاره روش با یه چتر تزئینی خوجل کرده نی رو میزنم توی لیوان رو شروع به خوردن میکنم همینجور که میخورم به اونا میگم بهتره سفارشهای خودتون رو بخورید چون من به کسی چیزی نمیدم !سروش - بخورید که زود بریم تا ساعت نه شب بیشتر فرصت نداریم شب خونمون مهمونیه باید قبل از اومدن بابام بریم توی اتاق کارش خوردنم که تموم میشه به عادت همیشه پول سفارشم ور میزارم روی میز سروش - پولت رو بردار مهمونه من هستی ؟من - تو که عادتم رو میدونم من خودم پول سفارشم رو میدم و مهمون کسی نمیشم کامیار - خوب مال ما رو هم حساب کن و چشمکی هم میزنه بی خیال یه تراول صدی میزارم روی میز و میگم پاشید بریم که ماشین رو گذاشتم پارکینگ پاساژ عمو خیالم خیلی راحت نیست خودمم جلوتر ازشون میزنم بیرون اونام دنبالم میان سروش - پولت رو بگیر من خودم حساب کردم بی تعارف تراول رو ازش میگیرم و میزارم توی جیبم و میگم وسیله داری؟سروش - آره فقط کامیار وسیله نداره و با یه پوزخند خاصی میگه راستی بنز کوپه ات کجاست ؟خو
برچسب ها: رمان | مرجع رمان | عاشقانه | جدید - 19- رمان وسوسه , رمان | مرجع رمان | عاشقانه | جدید - 43- رمان عشق بی تو , رمان پسری بی هویت - رمانکده گلها 27 , رمـــــان هـایـــ عـاشـقــــانـــــه , رمان ...... رمان ...... رمان , دنیای رمان , گنجینه ی رمان های من - پسر بی هویت , بـــاغ‏ ‏رمـــــــــــــان ,

نویسنده نویسنده : تاریخ : 1393/03/16 تاریخ
کد :48879

تمام حقوق اين وب سايت و مطالب آن متعلق به http://novel.parspa.com/ مي باشد

خرید : بک لینک
میزبانی شده توسط : همکاری در فروش پارس پا